خوشه سرخ آفتاب

فروریخته در آفاق

قصه تلخ فراق

قطره خونی در بطن چشم خاطره هاست

(شماره ۵۷ مجله خانه و خانواده ۱۳۷۸)

***

من و چکاوک

سفری خواهیم داشت

به شهر خاطرات سبز کودکی

به آنجا که یاس ناامیدی نیست

به آنجا که داغ عزا

برگلبرگ سرخ شقایق پیدا نیست

من وچکاوک سفری خواهیم داشت

تا زلال سبزینه آب

تا آنجا که «آه شب»

به انتظار ایستاده است

(آوای غرب ۱۲ آذر۷۷ پیش شماره ۴۸)

***

با تا رو پودی ازآه!

با اشکی در بطن

ستارگان را می نگرم

تا شاید به من نویدی دوباره دهند

(شماره۵۸ مجله خانه و خانواده)


 

نوشته شده توسط فیض اله پیری در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 13:32 موضوع | لینک ثابت