همین یکی دو روز پیش به سازمان همیاری شهرداریهای کردستان(صاحب امتیاز سیروان) رفتم و به کارم در سیروان خاتمه دادم ُ البته خاتمه داند .یکی دوماه از قراردادم مانده بود . پولش گرفتم و رفتم پی کارم!شکایت به اداره کار هم ره به جایی نبرد .ما ارفتیم تاجای «نوکر نجار» که سه حقوق از کیهان و سیروان و صداو سیما دریافت می کند تنگ نشود و عدالت بر چرخش بچرخد!
البته به قول یک دوست دولت فقط شغلم را گرفته و خوشبختانه هنر روزنامه نگاری ام را نتوانسته و نمی تواند بگیرد.باز لطفش باقیست .به هاوار آمده ام و با تمام معنی خبرنگار افتخاری شده ام! و برای عده ای آیینه دق!!هاوار حرفه ای و بی رحم است. در بدترین شرایط تیراژ آن دوبرابر بهتربن نشریات غرب کشور است. هیچ کس هم با ور ندارد که سه نفر آن را دراتاقی کوچک آماده می کنند. استاندار هم در باره اش گفت: از حلیم خوران تا شوربای ما را می نویسند.!! این را وقتی گفت که در جلسه شورای اداری بود و یک خبر نگار خودی کاغذنوشته ای به او داد که مواظب باشد هاوار هم اینجاست! و گویا نمی دانست من به عنوان نماینده هاوار آمده ام. البته استاندار درکمال...با من دست داد و احوالپرسی کرد!!! نمی دانم با چه رویی؟! انگار او در اخراج ما برای برقراری عدالت خبرنداشته و ندارد؟!! اما زود از کنارم رد شد و نشنید که من گفتم به لطف دولت اشتغالزا و عدالتمند شما ...!گویا در جایی هم گفته بود که نمی دانم چطور هر سخن ما از هاوار سر در می آورد؟!! یک بار هم در جلسه شورای آموزش و پرورش گفت : پیری متخصص تیتر منفی است !! یک بار هم گفت ُ هرچه علیه من می نویسند زیر کلاه پیری است و تو باید مثل آقای رفیعی عاقبت به خیر شوی !! کار کردن با رفیعی در سیروان و هاوار تجربه گرانسنگی است. به نظرم نظیر او در مناطق کردنشین روزنامه نگاری وجود ندارد.
نوشته شده توسط فیض اله پیری در شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 13:20 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
نماینده مریوان از برخورد با روزنامه نگاران وفعالان مدنی در کردستان انتقاد کرد
دو قطبي خاتمي و احمدي نژاد
واکنش استادار به نامه خبرنگار اخراجی
صفاي «سروه» و منش هنر
نامه اول خبرنگار اخراجی به استاندار کردستان
فيض اله پيري روزنامه نگارموفق كرد در گفتگو با ندای جامعه:
ضرورت مطبوعات مستقل
استعفا
گزارش آرمان گرايانه استاندار ازتوسعه كردستان
درباره وبلاگ

اگر سرودهای زیبایی را سردهی، کسی را خواهی یافت که به آوازخوانیات گوش بسپارد،
هر چند که در دل بیابانها باشی.(جبران خلیل جبران)
فهرست اصلی
'گزارش ويادداشت
گفتگوي مطبوعاتي
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY