تبليغاتX
قصر فرهاد - تئاتر بوکان ، دو هنر مند و دو گفتگو
 
قصر فرهاد

××× روزنامه نگاری و بس ×××
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   fp_journal@yahoo.com تماس با من   
 
تئاتر بوکان ، دو هنر مند و دو گفتگو

دختری در نقش «مده»

گفتگو با «فروغ امجدی» هنرمندموفق تئاتربوكان

فیض الله پیری: «فروغ امجدی متولد سال 62 در بوکان است. سال 74 با تئاتر آشنا و خیلی زود پایش به جشنواره های بین المللی تئاتر فجر تهران باز شد. او سال گذشته با نمایش «مده» در این جشنواره شرکت و جزو 12 بازیگر برتر زن انتخاب شد. در همین مراسم بود که نشریه روزانه «جشنواره فجر» با چاپ تصاویری از وی به نقد نمایشناه «مده» پرداخت. او کار مده را بهترین اجرای دوران بازیگری خود می‌داند و به این نقش عشقی دو چندان می‌ورزد. اگرچه اینک هنر را به طور جدی دنبال می‌کند و آن را در رگ و خون خود می بیند اما به خاطر بی مهری هایی که از دیدگاه او به هنر می شود به عنوان حرفه دوم به آن می نگرد. سیروان با این هنرمند بوکانی گفت و گویی داشته است. او در این گفت و گو از زاویه های مختلف ابعاد هنر تئاتر و شخصیت خویش را باز کاویده است.

 

- موافق هستید ابتدا از خودتان بگویید و اینکه چگونه به هنر تئاتر علاقه مند شدید؟

* من متولد سال 62 هستم. دوره پیش دانشگاهی را به اتمام رسانده‌ام. به این خاطر به هنر تئاتر علاقه مند شدم که احساس می کنم تمام هنرها در تئاتر وجود دارد، هم موسیقی، نقاشی، نویسندگی و ... به همین خاطر برای من تئاتر از سایر هنرها جالب‌تر هست. انسان به وسیله تئاتر احساسات لطیف و درونی خود را می تواند بیان کند. سال 74 هب تئاتر علاقه‌مند شدم .اولین کارم هم «مه‌م وزین» بود که یک اثر فولکلور کردی بود و من نقش جزیی داشتم به نام «تاین». ازهمین طریق به جشنواره استانی آذربایجان‌غربی راه یافتم و به خاطر این نقش از من تقدیر شد. دومین کار من «کولی» نام داشت که نویسنده آن «سعید بهروزی» بود. کار بعدی من «دوران بی گناهی» بود که دکتر[قطب الدين]«صادقی» این نمایشنامه را نوشته بود و من با این نمایشنامه مقام اول بازیگری را کسب کردم. همین « دوران بی گناهی» را به بابلسر بردیم و مقام اول کسب کردیم. البته این نمایشنامه در جشنواره تئاتر بوکان هم مقام اول کسب کرده بود. دوباره این نمایشنامه را به کردی ترجمه و آن را با نام «قه‌ره‌ج» در جشنواره تئاتر مناطق کردنشین شرکت دادیم، آنجا مقام سوم کسب کردیم. سپس نمایشنامه «خاتون» را با هماهنگی دوستان نوشتیم و به روی صحنه بردیم. خاتون زنی بود که همسر او مشغول جنگ وجدل و کارهایی از این دست بود. زن باید به مرد تسکین و دلگرمی می داد که من به خاطر این نقش مقام سوم را کسب کردم. الان هم دو کار جدید در دست داریم یکی «آینه اهورا» و دیگری «مایاگو» که مشغول تمرین آن هستیم .اما مهمترین کاری که من انجام دادم بازی در نقش «مده» در نمايشنامه‌اي به همين نام بود.« مده » را در جشنواره تئاتر مناطق کردنشین شرکت دادیم و من آنجا مقام سوم بازیگری را کسب نمودم. اما در جشنواره «دانشجویان» مقام اول بازیگری به خطر بازی در این نقش به من اختصاص یافت. بعد از آن، سال گذشته در جشنواره بین المللی «فجر» تهران با همین نمایشنامه شرکت کردیم و من جزو 12 نفر برتر بازیگری زن بودم که ازما تقدیر شد.

- اولین باری بود که در جشنواره فجر شرکت می کردید؟

* من برای بار دوم بود که در این جشنواره شرکت می کردم. بار قبل بازی نکردم تنها پشت صحنه بودم، اما در جشنواره سال گذشته با نمایشنامه مده در این جشنواره شرکت داشتم و به روی صحنه رفتم.

- از شخصیت «مده» برای ما بگویید.

* «مده» یک شخصیت شاهزاده است که به خاطر عشق خود، به پدر و برادرش خیانت می کند. به خاطر این خیانت پدرش او را از «کلشید» که منطقه‌ای تحت حاکمیت اوست بیرون می کند. «ژازون» هم که عاشق «مده» است او را به کلی فراموش می کند. مده وقتی که از شهر خود بیرون می آید بچه‌ای کوچک به او خبر می دهد که «ژازون» می خواهد با دختر پادشاه «کرون» ازدواج کند. وقتی مده این خبر را می‌شنود به دنبال انتقام گیری می‌آید. به‌طورکلی مده در این اجرا یک زن خشن است. او با ژازون درباره موضوع بحث و گفتگو می کند و به این نتیجه می رسد که از ژازون انتقام بگیرد. در آخر این زن دو بچه خود را می کشد و فکر می‌کند اگر چنین کاری انجام دهد درد خیلی عمیقی برای ژازون خواهد بود. نهایتا خودش دست به خودکشی می زند و بعد ژازون به زندگی ادامه می دهد ....

- خانواده چه تاثیری در پیشرفت و موفقیت شما در هنر تئاتر داشته است؟

* خانواده تاثیر فراوانی داشته اما یکی از بزرگترین مشوقان من در هنر تئاتر زن عمویم بوده که برای کارهای من همیشه احترام قائل بوده و مرا تشویق کرده است. پدرومادرم که علاقه مرا به تئاتر دیدند برایم زحمیت زیادی کشیدند. آنها در کلاس‌های آموزشی آقای «شریفی نیا» که حدود هشت ماه در تهران حضور داشتم، خیلی به من کمک کردند. دوره تمام شده و اگر تحصیلات دانشگاهیم تمام شود، تصمیم دارم دوباره با تشویق و حمایت خانواده‌ام در کلاس های مشابه شرکت کنم.

- تئاتر از دیدگاه شما چگونه تعریف می شود؟

* اجرای زنده؛ چیزی شبیه ارتباط مستقیم و زنده بدون استفاده از دوربین با تماشاگر. مثلا در یک اجتماع که برای دیدن تئاتر جمع شده‌اند می‌توانی احساسات درونی خویش را بیان کنی. من خودم هر وقت وارد صحنه تئاتر شده‌ام از لحاظ روحی و عاطفی تخلیه شده ام. گاهی با فریادهایی که در روی صحنه داشته‌ام احساس کرده‌ام این مکان به کام دل من است و این همان جایی است که فقط خودم آن را درک می کنم و خودم آنجا حکومت می کنم. به همین خاطر من توانسته ام همیشه روحم را آزاد نگه دارم.

- تئاتر چه تاثیری در شکل گیری شخصیت شما داشته است؟

* به همان اندازه که تئاتر برای من مقدس بوده، سعی کرده‌ام به خود بازگردم و شخصیتم را از نو تعریف کنم و این هنر را در وجود خودم تاثیر دهم. من همیشه دوست داشته‌ام در نقش شخصیت‌هایی که بازی می‌کنم غرق شوم.

- ارزیابی شما از تئاتر در ایران چیست و از دیدگاه شما آیا چیزی به نام «تئاتر کردی» وجود دارد؟

* متاسفانه باید بگویم که تئاتر در جامعه ما بسیار کم اهمیت جلوه داده شده است و به دیدی دیگر به این هنر نگریسته می شود. تئاتر بسیار مقدس‌تر از این مسائل است ولی این مقدسی در جامعه ما بسیار اندک است. متاسفانه تئاتر آن طور که باید و شاید درک و به آن توجه نشده، تئاتر یک موضوع جهانی است. در مورد تئاتر کردی باید بگویم ما می توانیم سرگذشت خود، فولکلور و فرهنگ های سنتی خویش را زنده کنیم و این به نظر من کاری مهم است. من معتقدم کیفیت جشنواره‌های کردی در جایگاه مناسبی نبوده و حداقل برای شخص خودم جالب و مناسب نبوده در جشنواره هایی که من در مناطق کردنشین شرکت کرده ام متن‌ها بسیار ضعیت بوده و توجهی به فرهنگ سنتی نشده است. هر متنی که به جشنواره پیشنهاد شده پذیرفته شده است. اما تئاتر کردی به نظر من به غیر از ایران در مناطق دیگر قابل پیشرفت است. من برخی کارهایی که از این‌ها دیده‌ام احساس می‌کنم که به صورت حرفه ای دنبال می شود.

- تئاتر کردی یا تئاتر به زبان کردی به نظر شما چقدر به خویش پرداخته و آیا توانسته بیانگر واقعیت‌های فرهنگی و سنتی جامعه خود باشد؟

* نه، به نظر من نتوانسته برای این که زیاد به آن توجه نشده است. شما ببینید در جشنواره‌های کردی کسی نگفته که شما باید این چنین کار کنید؛ آنهایی هم که شرکت می کنند بعضا از متن های خارجی استفاده می‌کنند.

- ... و آیا این نشانه عدم شناخت از خود نیست؟

* بله، ما واقعا باید خویش را بشناسیم و گذشته خویش را مطالعه کنیم، از کجا بودیم، به کجا رسیده ایم و چه حرفی برای گفتن داریم. ولی متاسفانه به این موضوع بها داده نشده و نمی دانم چرا؟ من خودم شخصا واقعا شناخت عمیق نسبت به جامعه کردستان و فرهنگ‌های سنتی و قدیمی ندارم. باید مطالعه کرد. البته بخشی هم به موضوعاتی دیگر برمی‌گردد. مثلا الان در مدارس ما کتاب کردی در اختیار دانش آموزان گذاشته نمی‌شود. به نظر من باید تاریخ این فرهنگ تدریس شود که ما نیز خود را بشناسیم. ولی به نظر من جوانان هم خود به این کار اشتیاق و علاقه نشان نمی‌دهند.

- شما در یک جامعه نسبتا سنتی مثل کردستان زندگی می کنید. آیا میان این جامعه و شخصیت شما در حوزه تئاتر که نگاهی حرفه‌ای و مدرن‌تر به زندگی دارد، تضاد ایجاد نشده و اصولا این هنر محدودیت اجتماعی برای شما ایجاد نمی کند؟

* من معمولا در زندگیم هر چیزی را که خواسته و یا اراده کرده‌، به آن دست پیدا کرده‌ام. خوب، من خانواده‌ام در تئاتر پشتیبانم بوده اند و این به نظرمن کافیست. تضاد پذیرش فرهنگی در جامعه امری عادی است که پیش می‌آید. مخصوصا در شهر کوچکی مثل بوکان. وقتی که اجراهایمان تمام می شد، صحبت‌هایی می شد ولی چون شخصا علاقه مند بودم و فهمیدم که هدف من چیست، این مسائل را نادیده می‌گرفتم و نمی‌گذاشتم تاثیر منفی بر روی کارم بگذارد. ما دوست داشتیم زحمتی که برای هر اجرا می کشیم در شهر خودمان آن را به روی صحنه ببریم اما بهانه‌گیری‌هایی که می‌شد، از این کار بعضا منصرف می شدیم. چون نمی خواستند و وضعیت هم برایمان زیاد جذاب نبوده. واقعا خیلی استقبال نشده که ما اجراهای عمومی داشته باشیم. بنابراین ما ببیشتر برای جشنواره ها فعالیت می کنیم. این البته فقط مختص به مناطق کردنشین نیست. ما در جشنواره تئاتر «فجر» هم شاهید بودیم که برخی‌ها دوست نداشتند ما موفق شویم. در بعضی جشنواره‌ها هم اگر کاری روی صحنه می بردیم می گفتند این پول شما که هزينه تئاتر شده حرام شده است. به طور کلی تئاتر درک نمی‌شود. شما بیایید ببینید که موضوع و پیام تئاتر چه هست؟ چه چیزی می خواهد به شما بگوید؟ ولی مردم زیاد بها نمی دهند.

- با این حال شما چشم انداز هنر تئاتر را در آینده – در جامعه ما – چگونه می بینید؟

* اگر همین طوری و یا همین شیوه پیش برود گمان نمی کنم موفقیت داشته باشیم. اگر مردم هم با این شکل استقبال کنند به نظر من در همین وضعیت باقی می مانیم و تئاتر جایگاه واقعی خود را پیدا نخواهد کرد.

- از دید شما چه موانع دیگری برای پیشرفت تئاتر وجود دارد که باید از آنها گذشت؟

* می خواهم اشاره کنم به عملکرد برخی مسئولین که در این موضوع تاثیرگذار هستند و کمبود سالن‌های تئاتر برای اجرا که این خود امری بسیار مهم است و همینطور کمبود اعتبار که مسئله اصلی است. ما بارها برخی اجراهایمان را به خاطر نبود اعتبار برای طراحی صحنه، آن طوری که دلمان خواسته است به روی صحنه نبرده‌ایم. مشکل نورپردازی داشته‌ایم و مشکلاتی از این دست. در میان برخی اجراهایمان به ما تذکر داده اند که این بخش تئاتر برای جامعه مناسب نیست، مثلا ممکن است روی یک صحنه یک خانم روسری‌اش کمی جابجا شود که بارها در جشنواره اتفاق افتاده و با صدای بلند به ما گفته‌اند که حجاب شما چنین مشکلی دارد. خوب؛ در این شرایط احساس بازیگر با متن نمایشنامه و شخصیت خود تا پایان از بین می رود و دیگر نمی‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. یا مثلا ما برای اجرای نمایشنامه «خاتون» که در کرمانشاه اجرا کردیم حرکت های موزون یک بازیگر خانم که جنون آمیز بود و هیچ ربطی به مسائل غیراخلاقی نداشت، با اعتراض مواجه شد. آمدند اجرای ما را قطع کردند و با عجله گفتند که سوار مینی بوس شوید. گفتند الآن برنامه به هم می خورد عده‌ای می‌آیند حتی شما را می زنند. ما بلافاصله برگشتیم و حتی اجازه ندادند که در مراسم اختتامیه شرکت کنیم. به نظر من برای رفع مشکل تئاتر گام اصلی را باید مسئولین بردارند که مردم هم تئاتر را جدی بنگرند. امکانات بدهند، راهها را باز کنند و اجازه بدهند که این استعدادها شکوفا شوند. این قدر با مسائل جزئی و دست و پا گیر مانع پیشرفت و اعتلای این هنر نشوند.

- شما هم با متن های خارجی و هم داخلی کار کرده اید. با کدامیک از نوشته‌های نویسندگان راحت‌تر می‌توانید بازی کنید و در متن درام‌ها خود را جای دهید؟

* من تا حدودی به نوشته های «سیاوش اخوان» بیشتر علاقه مندم و در «آینه اهورا» هم که نوشته ایشان است تا حدودی به افکار و ذهنیت های خودم توجه شده است. ایشان به افکار من آشنایی دارد و چیزهایی که برای من جالب بوده در متن نمایشنامه آورده‌اند.

- در میان کارها و نقش‌هایی که در تئاتر داشته اید کدامیک را بیشتر می پسندید؟

* من خودم بیشتر «مده» را می پسندم. به این خاطر که تمام شخصیت اصلی با افکار خودم متفاوت بود. به این نکته همیشه توجه دارم که هنرمند باید کارهایی را بپذیرد که با شخصیت خودش متفاوت باشد که انسان بتواند در آن خلاقیت و نوآوری ایجاد کند. نه اینکه ... مثلا در نمایشنامه «کولی» که من نقش «خورشید» - یک دانشجوی باستان شناس – را داشته‌ام تا حدودی با شخصیت خودم نزدیک بودم. یا در« دوران بی گناهی» که نقش یک زن داغ دیده حلبچه را ایفا می کردم، چنین موضوعی حاکم بود. ولی «مده» را به این خاطر که با شخصیت خودم متفاوت بود بیشتر دوست داشتم چون توانستم چیزی خلق کنم که هیچ گاه در وجود خودم نبوده و ندیده ام. احساس کردم که یک موضوع جدید را دارم خلق می کنم.

- به نظر شما وظیفه هنرمند در جامعه چه چیزهایی می تواند باشد؟ و چه رسالتی را باید دنبال کرد؟

* وقتی بحث هنرمند می کنیم و واژه هنرمند را بر زبان می آوریم این شخص یعنی یک قدم از انسان‌های معمولی جامعه جلوتر است. این هم از این لحاظ می‌گویم که برای خود رفتاری خاص در جامعه نشان دهد و خود را به عنوان یک الگو درجامعه جای دهد. من خودم برای دانشگاه هیچ گاه هنر را انتخاب نخواهم کرد چون به هنر و هنرمند و رسالت او توجه نمی شود. اگرچه اعتقاد شخصی خودم و آرزوهایم در هنر خلاصه می شود و به این نتیجه رسیده ام که بدون هنر نمی توانم زندگی کنم و هنر در خون من جریان دارد، اما متاسفانه هنر را به عنوان حرفه دوم انتخاب کردم و بدین شکل ادامه می دهم. امیدوارم روزی هنر و هنرمند درک شود.

منبع: هفته نامه سيروان، شماره290 تاريخ 7/6/1383 

لینک مرتبط:قلب تئاتر کردی در بوکان می تپد - گفتگو با افشین اصری



شنبه ششم مهر 1387-18:35 |   | فیض اله پیری | گروه  |لینک نوشته

JavaScript Codes