تبليغاتX
قصر فرهاد - كردستان؛ يك سال بدون مهندس ادب
 
قصر فرهاد

××× روزنامه نگاری و بس ×××
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   fp_journal@yahoo.com تماس با من   
 
كردستان؛ يك سال بدون مهندس ادب

فیض اله پیری:مرداد ماه امسال براي كردها و بوي‍‍ژه مردم سنندج پيش از آنكه گرمايش آزار دهنده باشد، روزهايش ياد آور خاطره تلخ و اندوهناك وداع با يكي از فرزندان صديق و نماينده مبارز وآزاديخواه اين خطه در پارلمان شوراي اسلامي است؛ مهندس «بهاءالدين ادب» كه 25 مردا ماه سال گذشته چهره در نقاب خاك كشيد و به همين سادگي يك سالگي مرگش نيز فرارسيد. انگار همين ديروز بود كه خبر مرگش نا باورانه در گوشها زمزمه شد و كردستان و ايران _ كه دوستداران آزادي را در سراسر جهان _ عزادار كرد. سياست پيشه تكنوكرات و مهندس نامي كرد در مجالس پنجم وششم ايران كه سال پيش همين ايام از ديده‌ها رفت و خبر مرگش در سراسر جهان پيچيد. اما بيشتر از پيش در خاطره‌ها و ياد ها جاي گرفت.هم ياران سياسي و عمراني و هم مردم كوچه و بازار در مناطق كردنشين و از جمله سنندج ، او را هر گز از ياد نخواهند برد. چنانكه در غروب زندگي‌‌اش در فراق او گريستند و اشك حسرت ريختند. ادب در حقيقت  در دل مردم جاي داشت و اينك كه مردمان سرزمينش را تنها گذاشته است، هنوز تصاوير او بر كوي‌وبرزن و مغازه‌ها، مبارزات پارلماني و انديشه‌هاي انساندوستانه او را ياد آوري مي‌كند و البته دفاع از مردمي مظلوم و محروم در غرب ايران. چنين است كه مردمان با ديدن تصاوير ادب، نطقهاي آتشين، شور حمايت از مظلومان ونيز دغدغه‌هايش در مورد كردها را تحليل مي كنند. حضور او در قلبهاي‌ موكلانش چنان است كه بيشتر كساني كه در يك سال گذشته به بهشت محمدي سنندج مي روند، قريب به احتمال در كنار آرامگاه او حضور مي‌يابند و فاتحه‌اي به روحش هديه مي كنند. البته روزهاي نزديك به اولين سالمرگش، حضور دوستداران او بيشتر نمايان است.

خدمات ادب در كردستان و ايران  در كنار شخصيت سياسي و فني  والبته خيرخواهانه و انساندوستانه اين وكيل خانه ملت،  نزد كردها و نيز ديگر ايرانيان - بلكه غير ايرانيان – چنان گسترده است كه حتي نزديكترين دوستان او تنها مي توانند بخشهايي از ابعاد گسترده شخصيتي او را بيان كنند. هنوز«سه راهي ادب» كه به واسطه تاسيس نخستين آپارتمانهاي شهري سنندج در سالهاي پيش ار انقلاب توسط مهندس ادب به اين نام خوانده مي‌شود ، ورد زبان شهرندان سنندجي است كه روزانه در ايم شهر تردد دارند و حتي خيابان جنبي اين مسير بيشتر با نام«ادب» شناخته شده است تا عنوان« سعدي».اگرچه منتقدان اين مهندس سياسي كرد مي گويند كه او در كردستان سرمايه‌گزاري اقتصادي كلاني انجام نداده، اما خدمات عظيم و توجه او به سرمايه اجتماعي و ورزشي ونيروي انساني دركنار توانائيهاي شخصيتي‌اش بسيار بيشتر ازآن است كه بتوان به سادگي از كنار آنها و نام مهندس ادب گذشت. او قبل از انقلاب  به یاد بیژن ذوالفقار نسب مربی سنندجی فوتبال ایرانباشگاه ورزشي"بیژن" تاسيس  كرد و درليگ فوتبال ايران حضوري موفق داشت. بعد از انقلاب نيز با تاسيس باشگاه ورزشي ساينا در دو رشته فوتبال و بسكتبال به حمايت ورزش كردستان آمد وخود نيز در فدراسيون بسكتبال خدمات ارزنده‌اي به جامعه ورزشي ارائه داد. در ساختن مسجد و مدرسه همت وافر داشت ودر مساعدت مستمندان و تهيدستان  هيچ كم نگذاشت و دانشجويان و دانش‌آموزان و دانش‌آموختگان را هيچگاه رها نكرد ودر كارهاي فرهنگي وفعاليت تشكلهاي مدني مشاركت فعال داشت و حساب ويژه‌اي روي نهاد‌هاي نوپاي مدني باز كرده بود. ادب به اهل فن و پ‍ژوهشگران مشاوره مي‌داد و در عمران و ساخت وساز شهري دستي توانا وانديشه‌اي متفاوت داشت و مديري لايق بود؛ چنانكه مهندسان و اهل فن پايتخت به قرارگرفتن اين فرزند راستين كردستان در راس امور مهندسي افتخار مي‌كردند و دريغ و افسوسشان، نشان از حسرت از دست دادن مهندس ادب وغيبت او در ميانشان بود. پاك سرشتي، نيك طبعي ، آراستگي به ادب، صراحت در گفتار ، شفافيت در نطقهاي پارلماني و مواضع سياسي مردمي، اين چهره متشخص كرد را در ميان هموطنان ايراني و بويژه زاگرس نشينان، هيبتي خاص وآوازه‌اي بلند بخشيده بود.تاسيس جبهه متحد كرد به همراهي تعدادي ديگر از دوستانش در مناطق كردنشين، آخرين تجربه وخدمت سياسي او بود كه اينك به عنوان سرمايه‌اي در خور و تجربه‌اي گرانبها مورد توجه فعالان سياسي كرد قرارگرفته است. مشي سياسي مهندس ادب و نطقهاي آتشين او كه از آن به عنوان الگوي پارلماني پويا ياد مي شود، اينك تجربه‌اي سنگين براي فعالان تازه‌كار سياسي است. دوستان و ياران مهندس ادب در اولين سالگرد ارتحال اين سرباز وطن، در اظهاراتي از او به نيكي ياد مي‌كنند.آنان اگرچه مي‌گويند ادب براي كردها وجامعه ايراني سرمايه‌اي عظيم بود كه دير آمد و زود رفت و متاسفانه از او درمديريت اجرايي كشور استفاده لازم نشد، اما ازتولد «ادب» هاي ديگر مي گويند كه در آينده از راه مي‌رسند، زيرا خاكي كه ادب در آن پرورش يافت، «ادب»هاي ديگر رانيز به جامعه معرفي خواهد كرد.

 

                                               ******

 

«سيد معروف صمدي» نماينده سابق مردم سنندج، ديواندره و كامياران در مجلس و همكار سابق ادب مي گويد:«ادب انسان حق طلبي بود كه در زندگي شخصي و اجتماعي وكار حرفه‌اي تبحر كامل داشت و اين ويژگيها در همان دوره اول نمايندگي او در مجلس پنجم نمود يافته بود و اظهار نظرهاي كارشناسانه او به طرحها ولوايح در مجلس، سرآمد بود و هروقت با طرح يا لايحه‌اي مخالفت مي‌كرد،نگاه كارشناسانه او در راي ديگر نمايندگان تاثيرگذار بود.

صمدي گفت:مهندس مطالبات مردم حوزه انتخابيه‌اش را در چارچوب مسايل كلي ايران مطرح مي‌كرد و معتقد بود حوزه او بخشي از مسايل كلي كشور است.در طرحهايي چون راه‌آهن غرب كشور ، طرح انتقال انرژي وگاز جنوب به كردستان، كرمانشاه و آذربايجان‌غربي و راه‌اندازي طرحهاي پتروشيمي مناطق كردنشين به شدت تاثيرگذار بود.به اعتقاد اين نماينده كرد سابق مجلس ، مهندس ادب در مواضع سياسي هم مطالبات كردها را با ادبيات قانوني مطرح مي‌كرد و به شدت مخالف تندروي وكندروي بود.فراكسيون نمايندگان كرد كه در مجلس ششم اوج فعاليتش نمايان شد و منسجمتر عمل كرد وتاثيرات منطقه‌اي، ملي و بين‌المللي داشت، نمونه فعاليت قانوني او وديگر نمايندگان براي دفاع از هويت كردي بود. همكار پارلماني ادب، از او خاطرات زيادي دارد و از جمله مي‌گويد: يك بار همراه دكتر حبيبي معاون اول رييس جمهور به كردستان سفر داشتيم. آقاي حبيبي در نشست ما اعلام كردند كه شما بايد مسايل محلي را در كنار مسايل ملي مطرح كنيد و اين راه منطقي است. بعد از سرو شام و اتمام برنامه‌هاي رسمي بحث را ادامه داديم. دكتر حبيبي تصور مي كرد كه ما نسبت به مسايل ملي شناخت چنداني نداريم. مهندس ادب گفت: ما در طرح مسايل ملي مشكلي نداريم و سپس در باره مسايل ملي كشور تحليل زيادي كرد. با توضيحات دكتر حبيبي قانع شد. اين مسئله چون در مطبوعات منعكس نشد، متاسفانه بازتابي نداشت. ادب هر مسئله‌اي را كه مطرح مي كرد، مورد توجه قرار مي گرفت. صمدي همچنين زماني را به ياد مي آورد كه مشاور رييس مجلس و وزير كشور بود كه به همراه مهندس ادب در مراسم گراميداشت ماموستا «هه‌ژار» شاعر بلندآوازه كرد در مهاباد حضور يافت وپيام رسمي راقرائت كرد. آنگاه مهندس ادب به او گفت: اگر چه پيام جالب بود، اما مي‌توانست مطالب بيشتري نسبت به اين شاعر وكردهاداشته باشد. صمدي كه اين خاطره را نقل مي‌كند در پاسخ به ادب مي‌گويد: اين يك پيام رسمي بود ومن بايد امانت را رعايت مي كردم. اما من نقطه نظرات خودم را دارم كه اگر اجازه بدهند بيان خواهم كرد. صمدي مي‌گويد: به من وقت ندادند اما نظراتم را با ادب در ميان نهادم و او بسيار خوشحال شد و خود نيز حق مطلب را در مورد كردها در آن جلسه را اداكرد. هنگامي كه صمدي بعدها فرماندار مهاباد شد، مهندس ادب از او براي شركت در جلسه تشكل نوپاي«جبهه متحد كرد» در خواست همكاري مي‌كند ، صمدي در پاسخ مي‌گويد: اگر تشكل شما كندروي و تندروي دارد، بهتر است كار صورت نگيرد وبهتر است كه شما براي اين كار نيرو وبرنامه داشته باشي تا بتواني اعتماد مردم را جلب كني . ادب نيز ديدگاه همكار سابق خود در پارلمان را مي‌پذيرد.

صمدي با تاكيد براينكه مهندس ادب در  راستاي احيا و حفظ هويت كردي، تلاش فراوان كرد، براين عقيده است كه متاسفانه ادب دير آمد وزود رفت. بنابراين نتوانست كارهايي كه به دنبال آن بود را نهادينه كند و متاسفانه از تجربه و توان او استفاده نشد. كما اينكه در جامعه كردها، پتانسيلهاي زيادي چون ادب داريم كه جذب نمي‌شوند و اين در حالي است كه مي توانند براي مردم، دوست و قانونگذاري مفيدباشند.

«عبدالله سهرابي» ديگر همسنگر ادب در مجلس ششم و نماينده سابق مردم مريوان و سرو آباد با گراميداشت ياد وخاطره همكار تلاشگر و پرتوان سابق خود، در گفتگويي اظهار داشت: بدون ترديد مهندس ادب داراي شخصيت چند وجهي است كه جنبه سياسي و مهندسي‌اش مهمتر است. من در مجلس ششم با او آشنا شدم و در حقيقت به ذوق و خلاقيت او پي بردم. در تشكيل فراكسيون كرد معلوم شد كه براي انجام كارهاي جمعي عزم جزمي دارد وبه جرات مي توانم بگويم، يك قدم از اهداف فراكسيون كرد عقب نشيني نكرد.چارچوب ابن فراكسيون كه براي اولين بار در قبل و بعد از انقلاب ايران تشكيل شد، فعاليتهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي مرتبط با مطالبات مردم كرد مطرح شد وتاثير خود را گذاشت  ،به طوري كه براي طرحا و پروژه‌هاي سياسي مانند لغو گزينش ، مشاركت سياسي كردها در قدرت و دفاع از كردها درديگر نقاط جهان واعتراض به تهديدات تركيه نسبت به شمال عراق و...، ادب نقش بسيار ارزنده‌اي داشت.به لحاظ فرهنگي او مدافع خستگي ناپذير اجراي اصل 15 قانون اساسي وتذريس زبان كردي بود واز نظر اقتصادي نيز در طرح توازن منطقه‌اي كه هدف آْن جبران عقب‌ماندگيهاي مناطق محروم بود، تاثير مهمي داشت كه در مجلس ششم تصويب شد و ما در كردستان از اين بودجه استفاده كرديم. همچنين طرح راه‌آهن غرب كشور و كريدور شمال- جنوب از ديگر طرحهايي است كه مهندس ادب به شدن پيگير آن بود. سهرابي همچنين اضافه كرد: وقتي من طرح سرباز روحاني اهل سنت را در مجلس مطرح كردم، مهندس ادب از مدافعان جدي اين طرح بود. نيزدر طرح پيشنهاد تجديد نظر دروضعيت اخراجيهايي كه در سيستم اداري حذف شدند وبراساس تحقيقات كذب حقوق آنها ضايع شده بود، ادب حمايت خود را دريغ نمي‌كرد. اين  نماينده سابق عضو فراكسيون كرد در مجلس ششم مي‌گويد: ادب به عنوان يك كرد اسوه و الگوي نمايندگان پارلمان ايران ومورد احترام تمام شخصيتها و تمام گروههاي سياسي بود. چنانچه سهرابي مي‌گويد، مهندس ادب چهره ماندگار كردها در قانونگرايي ، اصلاح درون سيستمي و روشهاي دموكراتيك وديالوگ بود كه از فرصتها به خوبي استفاده مي‌كرد.به اعتقاد اين فعال سياسي غيبت و خلاء وجود مهندس ادب در ميان كردها و جامعه ايراني احساس مي‌شود.اما اين دليل نمي‌شود كه نا اميد شد. زيرا در ميان كردها چهره‌هاي زيادي وجود دارند كه تجربه‌ها و الگوي ادب را مورد توجه فرار داده‌اندودرصورتي كه به آنها ميدان داده شودميتوانند شايستگي خود را ابراز كنند.چنانچه صمدي نيز اين اضهارات را تاكيد مي‌كندو بر اين باور است:كردها نيرمهاي شايسته زيادي دارند كه نبايد مثل ادب با انها برخورد شود، بلكه از آنها كار بخواهند و انها را جذب كنندتا در مديريت كشور از انها استفاده شود.

ابعاد مختلف شخصيت و چهره فقيد سياسي كردها چنان گسترده است كه هر كدام از لايه‌هاي مختلف اجتماعي خود را مرتبط با او ميدانند .رييس وقت نمايندگي سازمان ملي جوانان در كردستان مي‌گويد: مرحوم مهندس ادب مردي بزرگ انديش و نيك كردار و خوش گفتار و از معدود افرادي بود كه درزمان حيات و هنگامي كه مشغله‌هاي فراوان داشت، هرگز از جوانان غافل نشد و همواره تلاش مي‌كرد تا ارتباط دوستانه خود با جوانان را حفظ كند وتداوم بخشد ودر هر ساعتي از روز براي جوانان وقت مي‌گذاشت.

«آرتيكاس اقبال» با اشاره به اينكه سخن گفت از بزرگاني چون ادب دشوار است، چون شايد نتوان حق مطلب را ادا كرد ونيز سكوت نسبت به خدمات او جفاي غير قابل گذشت است، مي‌گويد:مهندس ادب همواره تلاش مي‌كرد كه به سخنان جوانان گوش فرادهد و از درد‌دلها و درخواستها وپيشنهاد‌هاي آنان براي خدمت به مردم استفاده كند. او به معناي واقعي جوان باور و جوان ياور بود و جوانان هم به خوبي اين ويژگيهاي مهندس ادب را به خوبي تشخيص داده بودند و با او ارتباط صميمي داشتند. اين تعلق خاط در تشيييع جنازه و خاكسپاري آن مرحوم نمود يافت و جوانان با رفتار خود ثابت كردن كه دوستي دلسوز وياوري توانا را از دست داده‌اند و تشخيص آنان درست بود .اقبال ابراز اميدواري كرد كه تجربه كاري و سياسي مردي چون ادب مورد توجه جوانان قرار گيرد و از توانمندي‌هاي افرادي چون ادب نيز در جامعه استفاده شود.

در همين زمينه جوانان عضو تشكل‌هاي غير دولتي كه در دوران مجلس ششم از حمايت‌هاي جدي مهندس ادب و ديگر نمايندگان عضو فراكسيون كرد برخورداربودند، نيز از مهندس ادب به نيكي ياد مي كنند.

«بي‌نظير جلالي» از فعالان مدني و نايب رييس سابق پارلمان جوانان ايران حمايت‌هاي نماينده سابق كردستان از تشكلهاي غير دولتي را يادآوري مي كند و مي‌گويد: در آن دوران با توجه به اينكه«ان جي او» ها مراحل اوليه حيات خود را طي مي‌كردند، مهندس ادب پتانسيل اجتماعي و كاركرد آنها را خوب تشخيص داده بود واز طرق مختلف آنها را حمايت مي‌كرد كه در جامعه نهادينه شوند. به اعتقاد جلالي، نوعي نگاه مهندس ادب به تشكلهاي غير دولتي جوانان كه لازمه جامعه توسع يافته است، باعث شد كه حتي نگاه چهره‌هاي سنتي اطرافيان وي نيز تغير كند واين تغييرات جامعه را بپذيرند. در آن شرايط كه فضاي خوبي فراهم بود، مرحوم ادب كه ارتباط گسترده‌اي با جوانان داشتند، به دنبال آن بود كه از انديشه‌هاي جوانان استفاده كند ودر مقابل آنها نيز از حمايت‌هاي او بهره‌مند شوند. به گفته اين جوان فعال تشكلهاي مدني، ادب وسع نظر واعتقادي كه به كار جمعي داشت، از تفكرات جمعي جوانان استقبال مي‌كرد و حتي از آنها در جهت ايفاي رسالت نمايندگي مردم در مجلس بهره مي‌برد. نوع نگاه و سخنان او بر جوانان تاثير گذار بود وخود نيز اين پتانسيل عظيم، حمايت مي‌كرد و ارتباط دوستانه‌اي با جوانان داشت.

پرسش ديگر كه در اولين سالگرد وفات مهندس ادب نسبت به شخصيت او مطرح مي‌شود، اين است كه چه رازي در موفقيت اين حامي مظلومان و ستمديدگان به عنوان يك فعال سياسي كرد نهفته بود؟

مهندس «دره‌وزمي» رييس جبهه مشاركت قروه ونايب رييس اين تشكل سياسي در كردستان كه سابقه آشنايي او به مجلسس ششم و مربوط به رايزني براي توسعه كردستان بود، اين گونه توضيح مي‌دهد: در خصوص مشكلات فراروي توسعه كردستان با مهندس ادب و دكتر جلالي زاده وديگر نمايندگان درارتباط بودم. ادب نماينده واقعي مردم بود وجايگاه نمايندگي مجلس را به جايگاه واقعي خود ارتقا داده بودو من راز موفقيت او را در عرصه سياست، دانايي وصداقت و شجاعتش مي دانم. همين شاخصه‌ها بود كه ايشان را به شخصيتي كاريزماتيك در كردستان و حتي كشور تبديل كرد وبراي موافق ومخالف قابل احترام بود. او صادق و با تدبير بود . به گفته دره‌وزمي ، ادب اگرچه در عرصه سياسي فعاليت كمتري نسبت به‌ حوزه‌هاي ديگر داشت، اما خوب درخشيد و در همان مدت كوتاه هم ، خيلي زود به يك چهره ملي تبديل شد. مهندس ادب سياستمداري نكته سنج بود و فرصت‌ها و تهديدها را خوب مي‌شناخت. به نظرمن، ادب محافظه‌كار و مصلحت انديش نبود ومنافع مردم را فداي مصلحت خود نمي‌كرد و آنچه را كه به نفع مردم وكشور لازم مي‌دانست، مي‌گفت و انجام مي‌داد ودر كمال دانايي و تجربه، زباني صريح وبدون تعارف با صاحبان قدرت داشت. به اعتقاد اين فعال سياسي، اگر يك نماينده به شرح وظايف خود آشنا نباشد يا توان استفاده از ظرفيت و پتانسيل‌هاي نمايندگي را براي دفاع از حقوق مردم نداشته باشد، مجبور است براي جلوه دادن خود، وقت خود را صرف كوچك وعوام فريبانه كند واز رسالت اصلي خود دور شود. اما مهندس ادب از زمره نمايندگاني بود كه وظايف نمايندگي خود را به نحو مطلوب وبسيار خوبي انجام مي داد و همين باعث شده بود كهدجايگاه نمايندگي مجلس با حضور افرادي چون او، ارتقا يابد ومردم احساس كنند كه واقعا در مجلس نماينده دارند.عضو اصلاح طلبان كرد در خصوص كاريزما بودن چهره ادب بر ابن باور است:شاخصه‌هايي چون صداقت،شجاعت و صراحت مهندس ادب را به زبان گوياي مردم كردستان تبديل كرده بود و آن مرحوم در دفاع از حقوق مردم محافظه كار نبود و مصلحت انديشي نمي‌كرد و از حق سخن مي‌گفت.همين ويژگي‌ها او را به چهره‌اي كاريزماتيك تبديل كرده و اين امر در مراسم تشييع و خاكسپاري ايشان كاملا مشهود بود.به گونه‌اي كه مردم استانهاي كردنشين مخصوصا"استان كردستان براي مرگ ادب گريستند و همه شهر‌هاي كردنشين از مهاباد و سقز و ديواندره گرفته تا قروه و دهگلان و جوانرود و...از مرگش افسوس خوردند و براي او مراسم عزاداري به پا كردند و به نظر من، آن روز يك روز تاريخي در ميان كردها و بويژه كردستان بودچون مردم ميدانستند چه گوهر گرانبهايي را از دست داده‌اند.

البته بايد به سخنان دره‌وزمي اضافه كرد كه مهندس ادب البته منتقداني نيز داشت، چه در ميان دانشجويان منتقد مصلح و چه در ميان مخالفان فكري كه با تلاش ادب در زمينه طرح كردها مخالف بودند. "مختار زارعي" كه به عنوان نماينده اتحاديه دموكراتيك دانشجويان كرد در نشستهاي تدوين بيان نامه اعلام تاسيس جبهه متحد كرد حضور داشت، اگرچه از خدمات مهندس ادب به نيكي ياد مي‌كند اما گويي همان شور دانشجويي در او نهفته و روحيه انتقادي را ترك نكرده است از همين رو "سياستمدار پيرو"را براي مهندس ادب به كار مي‌بردكه ازنظر او ‌تسليم افكار عمومي بود و مانند برخي روشنفكران و فعالان سياسي انديشه شرم از كسب قدرت و پذيرش از تبعات آن را داشتند. زارعي مي‌گويد: اگر چه ادب در قامت يك فعال سياسي ظاهر شد، اما كسب پايگاه اجتماعي رادر اولويت كاري خود قرا دادهدبود، اما او تاييد مي‌كند كه جسارت مهندس ادب با حضوردر صحنه انتخابات ستودني بود. سالهاي اولين حض.ر ايشان در عرصه سياسي و پارلماني، فضاي كردستان از طرف قاطبه مردم واپوزسيون ، فضاي تحريم و عدم مشاركت بود اما ادب نه فقط كمترين نشاني از وابستگي به حاكميت در كارنامه زندگي‌اش نبود، بلكه با پرستيژ خانوادگي و مقبوليت اجتماعي، باحضوردر صحنه انتخابات سنت شكني كرد وانصافا مردم هم از لاك عدم مشاركت خارج شدند. دانشجويان هميشه ايشان را حامي و پشتيبان صادق خود مي دانستند و بسيار نسبت به او احترام داشتند وادب هم حتي‌المقدور دعوتهاي آنان را بي پاسخ نمي‌گذاشت. اين فعال دانشجويي در خصوص استقبال نا مناسب دانشجويان از جبهه متحد كرد كه مهندس ادب از بانيان آن بود، مي‌گويد: جنبش عضو ندارد، بلكه مشاركت كننده دارد و دانشجويان نيز به عنوان جنبش، عضويت هيچ جريان سياسي را نپذيرفتند وجبهه متحد كرد خارج از اين قاعده نبود.

زارعي با اين حال حمايت ادب از دانشجوييان را بيشتر رسيدگي به مشكلاتي از جنس امنيت و گزينشي مرتبط مي‌داند و براين باور است كه حمايتهاي مالي ادب از دانشجويان ونخبگان جوان و برگزاري مراسمات دانشجويي وانتشار نشريات، به روحيه سخاوتمندي او بر مي‌گردد.

يك عضو شوراي شهر سنندج نيز كه به مناسبت اولين سالگرد وفات مهندس ادب با ما گفتگو‌ مي كرد، از مهندس ادب به عنوان فرزند خوش نام و نشان كرستان و نماينده معتقد و تيزبين و شنوا ياد مي‌كند كه به گفته وي با زباني گويا وفصيح ونطقهاي بليغ به هر جمع و جايگاهي شور و شعور و شكوه مي دادودرستي و راستي را از كژروي وبيراهه تشخيص مي‌داد. «جلال شريعتي» افزود: كمتر كسي را مي توان يافت كه در هر مجموعه يا هياتي بتواند در تمام شاخصها كفه ترازو را به سمت خود سنگين كند، اما ادب ازب نادر نخبگاني بود كه چنين كرد ودر زمنيه‌هاي مختلف اعم از اقتصاد، عمران، فرهنگ، سياست ، ورزش و... نه نتها در سطح ملي بلكه در منطقه حرفهاي زيادي براي گفتن داشت وبا نفوذ كلام ووجهه شخصيتي‌اش در ادره امور موثر و كارآمدبود. به گفته اين عضو شوراي شهر سنندج، مرحوم ادب با سه مولفه انسانيت، مليت وتدين كه شباهت ورفتارهايش مويد برآنهاست ، توانست موضعي معقول وسنجيده اتخاذ كند وبا تيز بيني و شجاعت نماد يم نماينده لايق ، شرافتمند، آزاده وباتدبير بود وهمواره سمع وبصر را به سمت خود متوجه مي‌كرد. ادب توجه انسانست  وگوهر وجود انسان را ارج مي‌نهاد وانسانهايي را كه در اين دوره دنيايي، گوهر انسانيت و شرف را در پاره‌اي ملاحضات سياسي و تعارفات پوچ ارزان ‌نمي‌فروشند ، تكريم مي‌كرد. او در مقابل زورگويان سر تسليم وتعظيم فرودنياورد و از تمام انسانهاي مظلوم چه در بالكان، فلسطين يا ايران و كردستان كم نمي‌گذاشت. ادب با استناد به منابع مطمئن دينيف ملي و منطقي توجه به مليت و اقوام را امري طبيعي وفطري مي دانست و در حد متعادل آن را لازمه همبستگي ملي و حفظ استقلال همه جانبه كشور مي‌دانست تا آنجا كه آن را از اوجب واجبات وضروذيات معرفي مي‌كرد.به گفته شريعتي، ادب با اراده نستوه وهمت جانانه براي چالشهاي عمراني، فرهنگي ، سياسي ومذهبي منطقه تلاش فراوان كرد و نمونه راستين از رشادت، كرامت وحكمت بود وفقدان چنين فردي لطمه‌اي بزرگ و ضربه‌اي كار برپيكر كردستان بود كه دير آمد اما ماندگارشد.

ادب علاوه بر شهر سنندجف در ميان ديگر موكلان در ديواندره و كامياران وحتي ساير شهر ‌هاي كردنشين پايگاه اجتماعي و سياسي محكمي داشت. «كورش قادري» عضو شوراي شهر ديواندره گفت: مراسم گراميداشت وفاتحه‌خواني آقاي مهندس ادب در ديواندره كه با شكوه تمام وباحضور اقشار مختلف مردم در اين شهر برگزارشد، نشان از احترام وجايگاه بلندمرتبه ادب نزد ساكنانديواندره است كه نمونه آن در ساير شهر‌ها نيز برگزارشد. قادري افزود: رابطه مردم اعم از پير وجوان واداري وغير اداري وفقير وغني با مرحوم مهندس ادب، رابطه‌اي بسيار صميمي و دوستانه بود وادب براي موكلان خود احترام خاص قائل بود. وي اظهار داشت: بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، افراد زيادي به عنوان نمايندگان كرد در پارلمان ايران حضور يافتند كه هركدام در حد توانايي خود قسمتي از مطالبات كردها را فرياد زده‌اند وتوانائيهاي انان در مقاطع مختلف زماني، جاي بحث و بررسي دارد. اما زماني كه مهندس ادب به پارلمان راه يافت او با ادبيات ديگري سخن گفت. مرحوم ادب در مجلس ششم با هوشياري وزيركي خاص ودرك شرايط زماني توانست از هويت كردي در نقاط مختلف جهان دفاع كند. او با كمك همكاران خود از جمله دكتر جلالي زاده توانست فراكسيون نمايندگان كرد در مجلس ششم را راه اندازي كند كه صداي كردها درنقاط مختلف جهان از جمله تركيه ، سوريه وعراق را به گوش جهانيان برساند. به گفته قادري، از ديگر نكات مورد توجه ادب، نوع صحبت كردن وپرستيژ شخصيت سياسي آن .كيل نامي كرد بود كه همه به او افتخار مي‌كردند وافتخار هركسي بود كه با او همدم وهم‌صحبت شود.  مهندس ادب البته در انتخاب يارو ياور دقت خاصي داشت وهركس را به عنوان يار انتخاب نمي‌كرد و همواره از يارانم صديق خود وتجربه‌هاي جديد دوستان و حتي مخالفان بايردفاع از مظلومان استفاده مي‌كرد؛ ازهيمن رو عليرغم اينكه يك سال از مرگ او مي‌گذرد اما در هنوز در ميان مظلومان وآزادي‌خواهان ارادتمندان زيادي دارد.مذهبيون نيز در كردستان از ادب به نيكي ياد ميكنند چون ادب همواره يكي از محروميت‌هاي كردستان راناشي از اختلاف مذهبي مردم كردستان با مذهب رسمي كشور مي‌دانست كه موجب محروميت‌هاي فراوان در منطقه شده بود در اين زمينه « سيدصلاح‌حسامي» امام‌جمعه ‌سابق سنندج مي‌گويد: مهندس ادب انساني محسن، دلسوز و با ايمان بود كه همواره محروميت‌هاي مردم را به مركز منتقل مي‌كرد و با درك درست از وضعيت مذهبي منطقه همواره در راه رفع محروميت‌هاي ناشي از آن تلاش مي‌كرد.به گفته ماموستا حسامي،ادب انساني خير‌خواه و محبوب مردم بود و با توده مردم از جمله ماموستايان ديني ارتباطي صميمي داشت از همين رو همواره مورد حمايت و توجه مردم منطقه بود.

 «رحيم غلام‌ويسي» مدير مسؤول ماهنامه «ژيار» نيز در گفتگو با ما، در خصوص شخصيت مهندس ادب مي‌گويد: او سرمايه‌اي سياسي، فكري و مولدي  اقتصادي بود كه اجل امانش را نداد و مردم اين سرمياه بزرگ را از دست دادند. وي اظهار داشت: مرحوم ادب فردي به تمام تكنوكرات بود ودر عين حال در دوران فعاليت سياسي، خصوصا نمايندگي مردم در مجلس ششم، تما شاخصهاي يك چهره پخته سياسي واجتماعي را به دست آورد وبا پشتيباني علمي واقتصادي وتجربه كاري ونيز شناخت مولفه‌ها وقواعد بازي سياست- قدرت، ميرفت تا د گذز زمان به رهبري فرهيخته در ميان جامعه كردها تبديل شود. اما افسوس كه مرگ اين فرصت را از او گرفت وسالهل طول خواهد كشيد تا چهره‌هايي چون ادب ازميان اين قوم برخيزد وبتوان كارويژه‌ها وتوانمندي ادب را پيدا كند. با اين حال بزرگترين درسي كه مي‌توانيم از او بياموزيم استفاده از منش سياسي و تجربه كاري او در عرصه كار آفريني اقتصاد وسياست است.

«عدنان برزنجي» فعال فرهنگي و مدرس زبا كردي در سنندج، علاوه بر جايگاه سياسي ، از مهندس ادب به عنوان چهره‌اي علمي وفرهنگ دوست ياد مي كند كه فعالان علمي وفرهنگي را درك مي‌كرد وبراي حل مشكلات وبهبود اوضاع آنها از هيچ تلاشي دريغ نمي‌كرد. وي با يادآوري خاطره‌اي از نشست پرسش وپاسخ نمايندگان كرد با انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه كردستان گفت: در اين جلسه سوالهاي بسياري مطرح شد و متاسفانه برخي نمايندگان اصل موضوع ومشكل دانشجويان را درك نمي كردند كه مخاطبين آنها چه مطالباتي دارند(ناگفته نماند برخي سوالات هم غير علمي بود) اما مهندس ادب كه خود به حق فردي شايسته وعالم به مشكلات مردم بود وهرگز دچار رورمرگي نشد، بدون ترس و واهمه‌به تمام سوالات پاسخ‌ مي‌داد و در آن جلسه كه م جواني پرشور بودم ف دريافتم كه ادب براي نمايندگان كرد برادري بزرگتر بود كه راهكاري‌هاي اساسي ارايه مي‌داد و از مشورت‌ها نيز بهره مي‌برد. او در ميان نمايندگان اتخاد محكمي ايجاد كرد ونوعي پايگاه مستقل كردي در پارلمان ايران به وجود آورده بود كه باعث مي‌شد اين فراكسيون با آن محوريت قومي براي هر وزير و رييس مجلسي قابل احترام باشد وبسياري از خواسته‌هاي آنان تن دهند. به گفته برزنجي، مهندس ادب از بازوهاي توانمند مديريتي كشور در بخش خصوصي وكار آفريني توانا بود وارتباط او با شخصيتهاي بزرگ در حوزه اقتصاد وسياست، چهره‌اي ملي وحتي بين‌المللي از او ساخته بود. او كارآفريني، نه به شيوه انفجاري بلكه به شيوه اصولي وعلمي مسلط بود وسرمايه‌گزاريهاي وي در بخش فرهنگ، ورزش وكارآفريني موجب ‌مي‌شد كه در دل كوچك وبزرگ، فرهنگي وصنعتگر، اساتيد دانشگاه وبازاري وسياسي جاي خود را بازكند. اين مدرس زبان كردي اضافه كرد:مردم تلاشهاي بي‌دريغ ادب را در اعتلاي فرهنگ بومي وتوجه به شايان وي به پيشرفت زبان كردي ونيز تاكيد بر اجراي اصل 15 قانون اساسي ومتقاعد كردن دستگاههاي مرتبط براي تدريس زبان‌كردي درمدارس ودانشگاهها را از ياد نخواهندبرد.

وي با اشاره به فعهاليتهاي ادب در سالهاي اخير زندگي‌اش مبني بر تشكيل جبهه‌متحد كرد، افزود: ادب در اين مدت در تلاش بود تا به شيوه‌اي مدني، كارهاي سياسي و فرهنگي خود را به پيش ببرد. مهندس ادب همان‌گونه كه در دوران زندگي گرانبها و نيز هنگام كوچ ابدي از ميان مردم با اقشار مختلف ارتباطي عظيم داشت ومرگ او هم نمي‌تواند نام وخاطره‌اش را ازاذهان پاك كند چون كساني كه در دل مردم زنده هستند، هرگز نخواهندمرد.

به اعتقاد برخي فعالان سياسي، درفضاي سياسي امروز به مهندس ادب ها بيشتر احساس نياز مي‌شود كه با قدرت نمايندگي و نظارت،فضاي نسبي آزادي و نقد ونظر را درجامعه فراهم كنند. « رمضان يوسفي» از فعالان سياسي اصلاح طلب كه در زمان نمايندگي مهندس ادب درمجلس ششم در كامياران حضور داشت، مي‌گويد: عليرغم اينكه ادب براي ايران وكردستان، سرمايه‌اي عظيم بود، اما متاسفانه فضاي شبيه به دهه 60 وافكار امروزي حاكم بر جامعه، شرايطي را به وجود آورده است كه بايد گفت خوش به حال مهندس ادب كه اين آشفته بازار امروز را نديد. با اين حال او معتقد است: تدب از نخبگان عرصه سياست وعمران و آباداني بود كه در جامعه فني وسياسي كشور ف برايش احترام خاص قائل بودند ودر راه بهبود اوضاع و آباداني كردستان- بلكه ايران- ونيز مشاركت سياسي كردها در مديريت كلان كشور از هيچ تلاشي فروگذار نكرد. صراحت لهجه وشفافيت بيان او در طرح مطالبات به حق مردم از حاكمان ودولتمردان، چنان بي‌پرده بود كه به افكار عمومي جرات بيان نظرات خود نزد دولتمردان را مي داد. محوم مهندس ادب با مردم بسيار ميانه نزديك داشت وازجمله در شهرستان كامياران كه بخشي از حوزه‌ فرنمايندگي او بود، بر دلهاي مردم حكومت مي‌كرد. چون خود از جنس مردم بود ودر ميانشان بسيار به سادگي وبدون كبر وغرور رفت‌وآمد مي‌كرد. هر وقت مشكلي از مشكلات شهروندان كامياران را پيگيري مي‌كرد، تصوير تمام مكاتباتش را در اختيار موكلان قرارمي‌داد تا بدانند وكيلشان درپيگيري خواسته آنها كم‌كاري نكرده است. اسناد مكاتبات با وزرا و متوليان امور نشان مي‌دهد كه براي رفع خواسته‌هاي مردم، جديت وپشتكار را در دستور كار خود قرار مي‌داد وبيشتر روي مشكلات عمومي تاكيد دداشت ونه شخصي. به گفته يوسفي، حتي كساني كه به او راي نداده بودند، وقتي به درايت و جايگاه ادب واقف شدند، به جمع حاميان و دوستان او در آمدند واز طرح خواسته‌ها ومشكلات خود نزدادب مطمئن بودند.  اما متاسفانه تدب به صرف اينكه كرد وسني مذهب بود، دولتمردان از توانائيها او براي خدمت به جامعه استفاده نكردند و در نتيجه امكان عرضه تمام توانمنديهايش از او سلب شد. با اين حال هرچند او زود از ميان كردها رفت، اما چون در قلب مردمانش جاي داشت تا ابد زنده است و تا آنجا كه من مي‌دانم حداقل در كامياران وكردستان اين گونه است ودوستداران ويارانش مراوده با او را افتخار مي‌دانند.

يك فعال سياسي در سنندج معتقد است:خدمات و دلسوزي‌هاي مهندس ادب در حوزه عمران و سياست با مرگ او از ميان مردم نخواهد رفت و چهره‌اي ملي و تاريخي چون ادب چنان زيست كه گذشت سالها از مرگ او نيز نمي‌تواند گرد و غبار فراموشي بر نام و آثارش در قلب مردم به وجود آورد.«سيدخالد حسيني» مي‌گويد:مگر مي‌توان نطق‌هاي آتشين و خير‌خواه و نيز خدمات ارزنده او در عرصه عمران و كارآفريني آن فرزند لايق و برومند كرد را از ياد برد؟جرات و جسارت او در تذكر به مديران كشوري و استاني براي توسعه و عمران وآباداني از نكات مهمي است كه چون الفباي رسالت نمايندگي بايد مورد توجه هر وكيل دلسوز قرار گيرد و از تجربه‌هاي قانونگذاري و ارتباط با موكلانش استفاده كند او به حق از فرزندان نيك سيرت و نماينده به حق كرد وكردستان بود كه صداي رساي نظارتش بر كاستي‌ها و نواقص لرزه بر اندام مديران ناتوان و مخالفان آزادي مي‌‌انداخت به نظر اين فعال فرهنگي و سياسي،در زمان حضور ادب در مجلس و نظارت وي بر عملكرد مديران و دقت در توسعه و عمران كردستان،توجه به افكار و سلايق جناحي تقريبا در حد صفر بود اما امروز در دولت فعلي تمام كاركردها جنبه حزبي و جناحي پيدا كرده است.اگر چه با مرگ ادب دولتمردان فعلي در تشييع جنازه‌اش حاضر نشوند اما مردم در بدرقه اين فرزند لايق كردستان هيچ كم نگذاشتند و دلسوزان خدمت و توسعه در سراسر دنيا به احترام او مراسم بر‌گزار كردند .وي تاكيدكرد:نمايندگان فعلي مردم در مجلس مي‌توانند استفاده از الگو و نمونه ادب را به عنوان تجربه‌اي مفيد و مثال‌زدني استفاده كنند و نام خود را در تاريخ جاودانه كنند.نمايندگان واقعي مردم بايد چون ادب خواب را از چشمان مديران نالايق بربايند تا خدمتشان در استان نزد مردم بيشتر جلوه كند. ادب از شايستگان اين آب و خاك بود كه منافع عمومي را به پاي منافع شخصي قرباني نكرد و در پارلمان هر آن چه لازم بود از درد و مظلوميت موكلانش سخن گفت.

ديگر چهره‌هاي سياسي ، فرهنگي،اجتماعي و مديريتي كردستان از آن چه كه در مرگ ادب احساس كردند،گفتند و نوشتند و با حضور در مجالس ترحيم آن آزاده انساندوست به بزرگي و جايگاه مردمي ادب اداي احترام كردند اگر جه با مرگ ادب در سال گذشته بيشتر رسانه‌هاي ايراني (بعضا خارجي) از مرگ ادب ابراز تاسف كردند و با اختصاص صفحات وبرنامه‌هاي ويژه از شايستگي اش سخن گفتند، اما سكوت معنادار رسانه‌هاي نزديك به دولت وموضع معنادار برخي از آنها كه جايگاه سياسي واجتماعي ادب را تا حد معاونت رييس فدراسون بسكتبال كاهش دادند در كنار عدم حضور استاندار كردستان در مراسم ختم ادب، نشان از اين دارد كه او در ميان آزادي‌ستيزان نيز مخالفان فراوان داشت. البته او به اين گونه مخالفتها افتخار مي‌كرد.

 

******

 

دكتر«عبدالله رمضان‌زاده» استاندار سابق كردستان و از دوستان نزديك مهندس ادب در يادداشتي به هنگام مرگ ادب نوشت:« افسوس كه فرصت نيافت تا مسير خود را ادامه دهد! من او را صادق، هوشمند وپركار يافتم. در هركاري كه وارد مي‌شد به اوج ميرسيد و در هرجمعي احترام بر‌مي‌انگيخت؛ حتي در ميان مرامي و سليقه‌اي سياسي  خود. مهندس ادب بي‌شك در تاريخ معاصر كردستان ايران مانندي ندارد. او شجاع، پيگير و مصمم ودرعين حال عاقل و منطقي بود. سالها خواهد گذشت تا كردان چنين بزرگ‌مردي را دوباره در ميان خود بيابند»

«سيد هاشم هدايتي» عضو شوراي مركري سازمان مجاهدين انقلاب ومدير مسؤول نشريه توقيف شده هاوار كه شماره 34 آآن در سوم شهريور ماه سال86 به مرگ مهندس ادب اختصاص داشت، در سرمقاله اين شماره نوشت:« شخصيت فني وتوانائيهاي مالي و مديريتي مهندس ادب وحمايتهاي نهان و آشكارش از جريانها واحزاب اصلاح طلب، به سرعت جايگاهش را درميان اصلاح طلبان تحكيم بخشيده و چهره‌هايي نظير مهندس بهزا نبوي را به حامي بزرگ ادب درصحن كشود مبدل ساخت. ادب در تمام حركتهاي اصلاح طلبان نقشي چشم‌گير وغير قابل انكار ايفا نمود. ادب اصلاح‌طلب بود زيرا به تغييرات تدريجي قدرت در جهت تحقق خواست‌هاي ملت از جمله كردها، معتقد بود و دموكراسي را درمان اساسي درد‌هاي مزمن ساختار قدرت در ايران مي‌دانست...اينك مهندس ادب در ميان ما نيست، اما انديشه و فكر بزرگ اقتصادي و اجتماعي‌اش ماندگاراست. وظيفه خطيري است بر دوش رهرولن و همفكران آْن مرد بزرگ كه با كنكاش در عمق انديشه‌هاي اصلاح‌طلبانه‌اش راه او را تداوم بخشند»

«خالد توكلي» فعال سياسي- اجتماعي در هاوار شماره 34 هاوار طي يادداشتي نوشت: ادب« شان ومنزلت واستاندار نمايندگي را در كردستان بالا برد، با تشكيل فراكسيون كرد و ارائه چند طرح به مجلس هوشمندي و مهارت خود را درامر نمايندگي به نمايش گذاشت. مهندس ادب به لحاظ شخصيتي سياستمداري با نظم و انظباط بود و از هوش و استعداد فوق‌العاده‌اي برخوردار بود»

همزمان «ابراهيم زارعي» استاد دانشگاه و از مديران هم‌عصر ادب در كردستان نيز نوشت:« زندگي‌اش سرشار از شرافت و انسانيت بود. او وارسته بود وبه معناي واقعي داراي ادب»

«احمد عزيزي» چهره ردصلاحيت شده مجلس هشتم در مجلس ختم مهندس ادب در سقز گفت:« ادب در كسوت نمايندگي با مردم در پيوند بود و هيچگاه مصالح جمعي فداي منافع شخصي نكرد در حالي كه مي‌توانست»

نيز« ابراهيم شريف‌پور» فعال سياسي بانه‌اي نيز در يادداشتي در باره مهندس ادب چنين اظهار عقيده كرد:«اقدامات موثر وخدمات ارزنده آن شادروان مورد اقبال موكلان وي وساير مردم مناطق كردنشين واقع و به وزنه قدرتمند و موثر براي پيگيري مطالبات وحقوق مشروع و قانوني مردم كرد تبديل شد. نقش زنده ياد ادب چه در تشكيل فراكسيون كردها و چه در جايگاه رياست آن بارز وارزنده بود وفعاليتهاي اين فراكسيون در پيگيري مطالبات و حقوق معطل مناطق كردنشين در خور تحسين وتوجه بود ومتاسفانه در مجلس هفتم هم تكرار نگرديد»

دكتر « جلال جلالي زاده» همسنگر مهندس ادب در مجلس نيز به هنگام در گذشت يار ديرين خود، با انتشار بيانيه‌اي از ادب به عنوان« رفيق شفيق، دوست صديق وهمكار حاذق» نام برد و گفت:« كردستان يكي از بهترين فرزندان شايسته و خدومش را از دست داد وايران يكي از سرمايه‌هاي فكر و توليدش را وداع گفت. سنندج نماينده شجاع وبرازنده‌اش را به خدا سپرد.نيروهاي ملي- مذهبي واصلاح طلبان و آزاديخواهان حامي وهمدلي بي‌باك، كارآفرينان، كارآفريني ماهر، ورزشكاران ياوري جوانمرد، دانشگاهيان و فرهنگيان تحصيل‌كرده‌اي فهيم ، اقتصاد دانان متخصصي تلاشگر، مددجويان مدد كاري بي‌توقع، جوانان اسوه‌اي با اخلاق، علما و روحانيون حامي هميشگي، تشكلهاي مدني پيشتاز و پيش‌آهنگي فعال، قانونگذاران مقنني صاحب نظر، جامعه مهندسين همفكري مبتكر و مهندسي بي‌بديل، بازاريان وكشاورزان پشتيباني متواضع و اهل سنت ايران يكي از دلسوزانش را از دست داد»

نيز« عرفان قانعي‌فرد» فرهنگ نگار وپژوهشگر تاريخ معاصر كرد هم چنين نوشت:« ادب بعد از انقلاب ايران شاخص‌ترين نماينده مردم[كرد] بوده است كه كاريزماي خاصي داشت»

همچنين«دكترصلاح‌الدين‌ خديو» تحليل‌گر مسايل كرد‌ها در يادداشتي با عنوان«فن سالاركرد» از مرحوم نماينده نامي كرد اين‌گونه يادكرد::«مهندس ادب قبل از اينكه روشنفكر و يا سياستمدار باشد، تكنوكرات بود.او فرزند شهر بود و از عميق‌ترين لايه‌هاي بخش مسكن اقتصاد ايران برخاسته بود.اگر در كابينه دوم خاتمي نيز به اصرار فراكسيون كرد‌ها براي حضور ادب در وزارت مسكن و شهر‌سازي توجه مي‌شد ظرفيت‌ها و توانايي‌هاي او بيشتر آشكار مي‌گرديد.نمي‌توان منكر شد كه او يك سرمايه اجتماعي بود. فعالان فرهنگي و سياسي كرد در داخل كشور قبل از اينكه سوگوار از دست دادن مهندس[‍ادب] بوده ، بايد براي پر كردن خلا ناشي از عدم حضورش تلاش نمايند»

«محمد محمد‌‌رضايي» وكيل سابق و همكار ادب و نماينده مردم بيجار در مجلس ششم از دوست ديرينش ياد كرد ونوشت«ادب كرد به دنيا امد و كرد از دنيا رفت»

دست آخر اينكه «رحمان بهمنش» ديگر همسنگر مهندس ادب در حوزه مهاباد در هاوار تاكيد كرد كه « مهندس ادب مردي وطن‌پرست و آزادي‌خواه و آبادي‌خواه بود. پيشنهاد‌ها و طرح‌هايش علمي وتخصصي بودند، به طوري كه نظر همه نمايندگان راست و چپ را به خود جلب مي‌كرد»

                

                                                  ******

                                             

 مرحوم بهاءالدين ادب كه وكيلي مسلمان و آزادي‌طلب بود، مورد احترام بسياري از شخصيتهاي ايراني و جهاني كرد و غير كرد بود، تا جايي كه كردهاي مقيم امريكا و اروپا به مناسبت وفاتش بيانيه صادر كردند و براي او مراسم گرفتند. در خور توجه است كه جلاتل طالباني و مسعود بارزاني از رهبران شاخص كردهاي عراق نيز مرگ او را تسليت گفتند. همچنين گروههاي سياسي ايراني از جمله سازمان مجاهدين انقلاب، جبهه مشاركت، جماعت دعوت واصلاح، نهضت آزادي ايران، اصلاح طلبان كرد و... به مناسبت عروج فرزندي لايق از خاك كردستان بيانيه صادر كردند وفقدان او را ضايعه‌اي تاسف‌‌بار خواندند. اصلاح طلبان كرد از جمله در بيانيه خود آوردند:« فقدان چنين فرزند شايسته‌اي براي كردستان محروم، لطمه‌اي سخت ودهشتناك وجبران‌ناپذير و براي سياست ورزي وسياست‌مداري در منطقه ضربه‌اي كاري بود و سالهاي بسيار و رنج‌هاي فراوان بايد كه مام ميهن فرزندي ديگر چنين بايسته ولايق به خاك كردستان ارزاني دارد. ادب درد جان ملت را  از بن استخوان فرياد مي‌كشيد»

به نوشته شماره 34 نشريه توقيف شده هاوار:« مهندس ادب به سال 1324 در سنندج متولد و24 سال بعد در سال 1348 موفق به اخذ مدرك كارشناسي ارشد در رشته مهندسي راه‌و‌ساختمان از دانشگاه امير كبير شد. ادب از بنيانگذاران فراكسيون كرد در مجلس، رييس هيات‌مديره انجمن شركتهاي ساختماني، مدير عامل شركت آبج، رييس سازمان نظام مهندسي استان تهران، سخنگوي عالي كار فرمايان ونايب رييس فدراسيون بسكتبال بود. اين دانش‌آموخته خوشنام كرد همچنين از تدوينگران اصلي آيين نامه ساختماني بود. به گواه شهروندان در فعاليتها‌ي خير‌خواهانه اجتماعي نقشي پررنگ داشت و گفته مي‌َود ماهيانه به افراد فقير، يتيم ومستمند مستمري پرداخت مي‌كرد. علاوه براين خود مسجد و مدرسه ساخت، باشگاه ورزشي تاسيس كرد و در كمك به ساخت بنگاههاي عام‌المنفعه و مساعدت هنر‌مندان، دانشجويان، كتابخانه‌ها، فعاليتهاي نيكوكارانه و برنامه‌هاي فرهنگي، سياسي واجتماعي مرتبط با هويت كردي از جمله مراسم روز حلبچه بسيار فعال بود. شايد به همين خاطر بود كه مراسم تشييع، خاكسپاري و گراميداشت وي، مملو از زنان بينوا، پيرمردان تهيدست و كودكان آه‌به‌دلي بود كه پدري مهربان وانساني سخاوتمند را از دست داده بودند. راستي ادب رفت، اما مردمان كرد چون ديگر خدمتگزاران و فرزندان خود اورا- نه به خاطره، بلكه- به خاطر خواهند سپرد». در نخستين سالمرگ او ديگر بار يادش گرامي.

 



شنبه بیست و ششم مرداد 1387-20:58 |   | فیض اله پیری | گروه  |لینک نوشته

JavaScript Codes