ضرورت مطبوعات مستقل

 

درحالي كه افراد جامعه هرروز با ولع خاص و با اشتهايي وافر به مطبوعات روي مي‌آورند،يافتن پاسخی مناسب به اين سوال كه چرا به مطبوعات مستقل نيازمنديم،حايزاهميت است.

عليرغم گسترش رسانه هايي چون راديو وتلويزيون و فراگير شدن آنها و پديد‌آمدن شبكه نوظهور جهاني چون اينترنت،روزبه روز به اهميت رسانه هاي نوشتاري ومطبوعات مستقل افزوده مي شود وهمچنان اين رسانه،مرجع اصلي ومطمئن براي ارضاي خبري افكار عمومي جهت دستيابي به اطلاعات موثق است.

شكي نيست كه انسان يك وجود اجتماعي است.اجتماعي بودن به عنوان جزيي مهم در تكامل انسانيت انسان،‌علاوه بر تاكيدات متون ديني،در آموزه هاي جديد اجتماعي و جامعه،اصلي انكار ناپذير و‌ واقعيتي قابل تامل است.اثبات اجتماعي بودن انسان بدون ايجاد ارتباط‌ امرب غبر ممكن است.به عبارتي دو انسان زماني مي توانند ماهيت«اجتماعي »به خود بگيرند‌ كه با هم تعامل وايجاد ارتباط كنند.اين ارتباط ممكن است با اشاره،گفتگوي مستقيم،تماس تلفني و...صورت گيرد.

آگاهان امرجامعه شناسي معتقدند كه مهمترين و كامل ترين وسيله براي اين مهم كه ارتباطي جامع بين انسانها برقراركند،«زبان»است.به عبارتي گفتگوي زباني،جامع ترين شكل ايجاد ارتباط براياثبات اجتماعي بودن و به دنبال آن انسانيت انسان است.اما آيا زبان به تنهايي مي تواند پاسخگوي ميل ارتباط خواهي جهت نيل به اين نياز انسان باشد؟استفاده از زبان وگفتارفقط در جامعه محدود وبدوي امكان‌پذيراست.به عنوان مثال پيامبران در آغاز دعوت خود كه پيروانشان اندك بودند،با جمع آوري آنها به موعظه و تبليغ و سخنراني مي پرداختند و يا در جوامع محدود روستايي كد‌خدا يا شوراي روستا مي تواند مردم را جمع كرده وموضوعي را به آنها ابلاغ كندويا مي توان از اين امكان در شرايط امروزيبراي تدريس يك معلم در سركلاس استفاده كرد.اما وقتي كه با جامعه پيچيده و گسترده امروزي روبرومي شويم،زبان به تنهايي قادر به رفع نياز ارتباطي انسان نيست.به عنوان مثال رهبريا رييس جمهوريك كشور نمي تواند تمام مردم كشورخود را جمع‌آوري كرده وازمشكلات آنها مطلع شده وبراي رفع گرفتاري‌هاي آنها اقدام كند ونتايج تلاشهايش را نيز به تك‌ تك افراد آن جامعه منتقل كند. در اين‌جا به يك نوع وسيله كه پيام مردم را به مسؤولان( وبرعكس) منتقل مي‌كند نياز است كه ازآن به عنوان«رسانه جمعي»ياد مي شود واين رسانه هاي پيامها و خواسته‌هاي مردم وحكومت را به يكديگرمنتقل ساخته وبين انسانهاي يك جامعه تعامل ايجاد مي كند.

پيشرفت دانش بشري وگسترش تكنول‍ژي ارتباطات وپديد آمدن رسانه‌هاي نوين،به نياز«ارتباط» انسان جهت اجتماعي بودن شتاب بيشتري بخشيده است.امروزه اخبار با سريعترين حد ممكن وكمترين زمان از نقطه اي به نقطه ديگر منتقل مي‌‌شود واين بيانگرهمان«دهكده جهاني » است كه بيش از 30 سال پيش «مارشال مك لوهان»نظريه آن را مطرح كرد.

ميزان تنوع رسانه هاي جمعي كه در يك جامعه به دنبال نياز انسان پديد مي آيد،نشان ازمدرن بودن آن جامعه دارد.به عبارتي گستردگي رسانه‌هاي جمعي بيان مي كند كه ديگرجامعه از حالت سنتي خود فراتر رفته وانسانهاي آن به حدي از تكامل ارتباطي رسيده اند كه از«اين طريق» با هم ايجاد ارتباط كنند. بنابراين شكي نيست كه رسانه درجامعه‌ امروزي نقش«زبان» را در جامعه بدوي ايفا مي‌كند.رسانه كه خود«جزء»ي از«كل» [جامعه] است، نمي تواند آيينه تمام نماي كل باشد.اما در ميان رسانه‌هاي جمعي ،رسانه هايي وجود دارند كه ارائه تصوير واقعي ازجامعه از سوي آنها،قرابت بيشتري با واقعيت دارد واين تطلبق نسبي بوده و هرچه اين نسبت به حقيقت نزديكتر باشد،طبيعتا از مخاطبان بيشتري برخوردارخواهد بود.با اين وصف به لحاظ اينكه هركدام از رسانه‌هاي جمعي داراي محدوديت،وي‍ژگي و نواقص خاص خود هستند،نتوانسته‌اند گوياي كامل نيازهاي فطري ارتباطي جامعه باشند.به عنوان مثال سينما ممكن است دردسترس همه نباشد،اينترنت هزينه بالايي را مي طلبد،كتاب به موضوعي خاص مي پردازد ويا امروزه صدا و سيماي ما نيز شايط خاص خود را دارد و...

به طور كلي رسانه هايي موفق هستند كه  دردهاي واقعي مردم درآن منعكس شود وچراغ‌قوه را به تاريكخانه‌هاي قدرت بتاباند،مردم را با حقوق اجتماعي خويش آشنا كند وتصویري مناسب از انبوه سرمايه وقدرت انباشته شده در مركز كه حق مردم است به آنها ارائه كند .رسانه‌اي كه بدين سياق عمل كندنزد افكار عمومي از اعتماد واعتبار واقعي برخوردار مي شود.نمونه اين نوع رسانه ونماد واقعي آن را در شرايط فعلي كه استفاده از راديو تلويزيون خصوصي امكان پذير نيست،مي توان در قالب مطبوعات مستقل مشاهده كرد.مطبوعات غير وابسته و مستقل كه در آن دردهاي واقعي جامعه، انعكاس مي يابد،به صاحبان قدرت وحكومت براي استيفاي حقوق مردم خرده مي گيرد و به عبارتي ديگر مردم در آن سخن مي گويند، به واقعيت بيشتر نزديك هستند ودر نتيجه بااقبال عمومي بيشتر مواجه مي شوند. اين چنين رسانه هايي كه از انها به عنوان «مطبوعات مستقل»ياد مي كنيم واقعيت و نمادي از افكارومطالبات به ‌وجود درجامعه است.اين رسانه‌ها در تكوين وتكامل«اجتماعي‌بودن» به عنوان يك ويژگي فطري انسان تلاش بالقوه وظاهراپنهان دارند. چون اين نوع رسانه ها مطمئن ترين محل براي سخن گفتن افرادجامعه وبيان مطالبات آنها ازطريق گفتمان مكتوب ايت،بنا براين شكي نيست كه مطبوعات مستقل نقش زبان را در جامعه امروزي بازي مي كنند وتنها گزينه مترادف و نزديك به آن است كه از نسبت بيشتري به واقعيت(زبان)برخورداراست، ونبود وخلاء آنها يعني راكدبودن و جمود فكري انسانهاي جامعه.بستن مطبوعات نيز به مثابه قطع زبان انسانها ومخالفت با اين وسيله انساني براي دستيابي به مطالبات و بيان خواسته هاي فطري افراد جامعه است.

متاسفانه عملكرد نا مناسب [بخشهايي ازحاكميت]درفضاي بعد از دوم خرداد مبني بربستن مطبوعات مستقل كه تعداد آنها از عددصد گذشت، كشورما را در جهان صاحب ركود وبه تعبير خودشان افتخاركرد كه نتيجه ان جاري شدن سيل انتقاد‌ها وهجمه سازمانهاي مدافع حقوق بشر ومطبوعات جهان عليه ما بود.

نكته آخر اينكه دستيابي به مطبوعات مستقل ازحقوق اوليه انساني افراد جامعه ونيازفطري آنها به شمارمي‌رود .بنا براين اميد مي رود كه جريان مخالف آزادي مطبوعات با تجديدنظر در رفتارگذشته خويش وعبرت آموزي- كه از قطع هرجوانه مطبوعات،درختي عظيم روييده- فضاي مناسب وآزاد براي مطبوعات پويا و قلم به دستان متعهد فراهم كند،باشد كه ما نيز از اين كانال به دنبال شايستگي هاي تمدن ديرين خويش،درجامعه امروزي به سوي بالندگي گام برداريم.  

اين يادداشت پیش تردر روزنامه شرق و با اندكي تغييردر روزنامه آشتي منتشر شده است

 

                           


 

نوشته شده توسط فیض اله پیری در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 13:18 موضوع | لینک ثابت