اگر سرودهای زیبایی را سردهی ، کسی را خواهی یافت که به آوازخوانیات گوش بسپارد ،
هر چند که در دل بیابانها باشی . (جبران خلیل جبران)
تیتر یک
لینکها
اشعار
سخن یزرگان
نامه های خبرنگار اخراجی
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
گزارش و یادداشت
به دنبال تشخص وهویت درموسیقی
صفاي «سروه» و منش هنر
نواي سحرآميزكامكارهادركرمانشاه
قوری قلعه ،غارشگفتی و زیبایی
اعجاز تمدن و طبيعت در غاركرفتو
اگر سیروان بخشکد.....!
خول ممد!
به ياد معلم مطبوعات[كرمانشاه]
گناهشان چه بود؟!
وقتی كه زرده شیمیایی شد
مانیفست مشارکت قوم بلوچ
ضرورت مطبوعات مستقل
نامه های خبرنگار اخراجی
كردستان يكسال بدون مهندس ادب
خبرنگاران و سیاستمداران
گفتگوی مطبوعاتی
گفتگو با مصطفی شیرزاد/نقاشی
گفتگو با مرتضی صنعتی/موسیقی
گفتگو با بیژن کامکار/موسیقی
گفتگو با عودلا ماچکه ای/موسیقی
گفتگوباپریوش ملکشاهیان/شعر
گفتگو با روژ حلبچه ای/شعر
گفتگو با فروغ امجدی/تئاتر
گفتگو با افشین ناصری/تئاتر
گفتگو با خبات مولودی/موسیقی
گفتگوباتوفیق رفیعی/روزنامه کردی
گفتگوبامحسن میردامادی/سیاست
گفتگوی ندای جامعه بامن/مطبوعات
گفتگو با محمود احمدی نژاد/حکایت
گفتکوبااحسان هوشمند/چشم انداز
گفتگو باکریم کریمپور/کلهر شناسی
گفتگوبا جلیل عندلیبی/موسیقی
گفتگوبا ایرج جمشیدی/کردوپارلمان
گفتگو با جلیل آهنگرنژاد/کرد کلهر
گفتگو با صالح نیکبخت/کرد ترکیه
گفتگوباعلاء باباشهابی/موسیقی
گفتگو بامجیدخان کلهر/کردشناسی
گفتگو با مصطفی معین/سیاست
گفتگو با رشید جلالی/کردشناسی
گفتگو با رحمان قاضی/کردشناسی
گفتگو باقادر الیاسی/موسیقی
گفتگو باسعیدعبادتیان/شعرکلهر
گفتگو با صالح نیکبخت/شمیایی
گفتگو با افشین مرادی/شیمیایی
گفتگو باکیخسرو پورناظری/موسیقی
گفتگو با عباس کمندی/موسیقی
گفتگوی بیشتر
آرشیو وبلاگ
مهر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
اي اصل اصولمند براي اجراي اصيلترين اصول دركردستان!
مطمئن باشيد اگر ديده اغيار به اين نامه نمي افتاد، موضوعات بيشتر و هرآنچه كه اين روزها در اين قبرگشاد برمن مي گذرد و نيز بركات ناشي ازتابش مهرگونه«هالهنور» را بيان ميكردم و مي نوشتم كه در عهد مهرورزي چه كراماتي برما روا شد، حلالمان باد! با اين وجود خوب است به عرض عالي يا تاريخ برسانم كه شما همان «نجار»ي هستي كه براساس فلسفه« ما ميتوانيم» ،ميخ «مهر»باني را برتابوت مخالفان مي كوبيدي و درب مطبوعاتي راكه با انديشههاي شما همخواني نداشتند، تخته كردي و نمی دانستی که «دلایل قوی باید و معنوی/نه رگهای گردن به حجت قوی»!
مهرورزا،مهترا،«مهر»ا،«مهر»بانا، مهمترا،مهرترا،بهترا،برترا،ابرترا!
تعدادي از حواريون شما كه به ظاهر ايمانشان ايمن وخواهشهايشان خموش و قرار بود«با ساز وکار ویژه، شاني جزخدمتگزاري به مردم نداشته»!! باشند، پرسشها از درستي را با درشتي جواب مي دادند ومتاسفانه بعضا شيپورياري رساندن به شما و توسعه كردستان را از سر گشاد مينواختند. سلوك اين ملوكان بهنام پاك وپالوده و پيراسته ،با همه مفاهيم قدرت همسان بود،مگر با«عدالت و مهرورزي».نمونهاش كارگزار و سواركارحرفهاي و نماينده منصوب شما و دولت عدالت درهفتهنامه «سيروان» بود كه با تشبيه مطبوعه به «الاغ » و خود به «سواركار» روي تاريخ « و مايسطرون » را سفيد كرد. ادامه نامه دوم نامه اول
ادامه مطلب
شنبه بیست و دوم تیر 1387-19:16 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گفتگو با «افشین ناصری» کارگردان تئاتر
فیض الله پیری: افشين ناصري از كارگردانان فعال تئاتر بوكان است، شهري كه به گفته او قلب تئاتر كردي در آنجا ميتپد. گروه او تاكنون موفقيتهاي زيادي در جشنوارههاي دانشجويي، استاني ، ملي و منطقهاي كسب كرده و چندينبار در جشنواره بينالمللي فجر شركت داشته است. او با اين حال از وضعيت امروز تئاتر كردي در مناطقكردنشين گلهمند است و نسبت به بخش اجرايي تئاتر انتقاد دارد.گفتگوي سيروان يا اين هنرمند تئاتر جزئيات بيشتري از فعاليتها و ديدگاههاي او را بازگو ميكند.
* آقای ناصری مشخصا از چه سالی وارد دنیای تئاتر شدید؟
- من متولد سال54 هستم و سال 67 تئاتر را شروع کردم اما نه به صورت حرفه ای. در کنار گروه های پراکنده ای که بود دوست داشتم در نور، موسیقی یا كارهاي جانبی شرکت کنم. کسی به صورت حرفه ای از آغاز ما را آموزش نداده است. با دوستان همکاری می کردیم و تمرین ها هم به علت نبود مكان مناسب در گوشهی اماکن عمومی مثل کتابخانه صورت می گرفت. بعد ازاينكه سال 73 به خدمت سربازی رفتم ، متوجه شدم اگر ما خودمان تلاش نکنیم هیچ کس به فکر ما نخواهد بود. آن زمان متاسفانه شهر بوکان نه استاد تئاتر داشت و نه فارغ التحصیل رشته تئاتر و نه کسی بود که دست ما را بگیرد. ناچارا تصمیم گرفتیم خودمان شروع کنیم. بعد از مطالعه ، ديدار با هنرمندان در سفرهاي مختلف به تهران و دیدن آثار قوی توانستیم به صورت جدی تركار را دنبال کنیم و این گونه بود که یک گروه تشکیل دادیم.
* بشترین فعالیت شما هم در حوزه کارگردانی است ...
- كلا من قبلا کارهای زیادی را کارگردانی کرده ام. اما سال 77 اثر «کولی» را بر اساس نوشته ای از «صادق هدایت» کار کردم که در جشنواره استانی هم شرکت کرد. پیشتر با آقای «صادقی» و در جشنواره «تئاتر کردی» در سقز آشنا شده بودیم. آشنایی ما با ایشان باعث شد راهی که باید به مدت 10 سال طی کنیم یک سال طی کنیم. آشنایی با او برای ما خیلی ارزشمند بود. ما آلان هم خود را مدیون راهنمایی ها و بزرگواریهای او می دانیم. با دیدن کار ما، ایشان متوجه شدند که ما گروه خوبی داریم. گفت برای شما من یک نوشتهای دارم که ما هم ابراز علاقه کردیم و متن را خواستیم. «دوران بی گناهی» ایشان که داستان سه زن کرد است در پیشرفت ما خیلی اثر گذاشت و توانستیم در تمام جشنواره ها از جمله استانی کردستان و آذربایجان غربی، منطقه ای، دانشجویی، غرب کشور، دانشجویان پیام نور، دانشجویان سراسری و تئاتر کردی سقز و ... با این اثرشرکت کنیم که موفقیت های خوبی به دست آوردیم. با این موفقعیت ما فعالیت و مطالعاتمان را ادامه دادیم و توانستیم در بخش های مختلف بازیگری، کارگردانی و ... اکیپ کاملی را راه اندازی کنیم و نه تنها در جشنواره ها حضور، بلکه حضوری فعال همراه با کسب مقام و رتبه برتر داشته باشیم. همین جشنواره تئاتر دانشجویی غرب کشور، مرکز و شمال غرب کشور، ما پنجمین بار است که شرکت می کنیم که در چند دوره آن برای جشنواره سراسری انتخاب شده و در چهار دوره آن من به عنوان نویسنده و مشاور کارگردان حضور داشتم. به تازگی هم یکی از کارهای ما در ارومیه برای جشنواره تئاتر ماه انتخاب شده ، تحت عنوان «لاس و خزال» که همان بیت معروف کردی است. این روزها هم عازم جشنواره در مازندران هستیم. یک اجرای عمومی هم در تالار مولوی تهران داریم که فقط منتظر تاریخ دقیق آن هستیم. چون ما سال گذشته در جشنواره فرهنگ و هنر كشورکه گروه های برتر در زنجان بودند اول شدیم. اجرای عمومی تالار مولوی ظاهرا چهار یا پنج اثر با هم رقابت می کنند که یک اثر برای خارج کشور انتخاب می شود.
* همانطور که ذكركردي ، شما موفقیت های زیادی در جشنواره ها کسب کردهاید، اگر موافقید اشارهای به این موفقیتها داشته باشیم.
- موفقیت ها زیاد هستند به جز آذربایجان غربی بهصورتمرتب در جشنواره های استان کردستان نیز حضور داشته ایم. از تئاتر خیابانی مریوان گرفته تا جشنواره سراسری تئاتر کردی، اعم از جشنواره های دانشجویی، استانی، و همیشه هم مقام کسب کرده ایم. در جشنواره تئاترسراسری کردی سقز نیز سال گذشته براي فجر انتخاب شدیم.
* پس امسال هم در جشنواره تئاتر فجر حضور پیدا می کنید؟
- حضور نداریم متاسفانه، به دلیل اینکه در استان آذربایجان غربی سیاست هایی حاکم است که اجازه نمی دهند ما شرکت داشته باشیم. از سال 78 تاکنون اجازه ندادهاند ما در جشنواره تئاتر این استان شرکت کنیم. به هیچ وجه.
* ریشه این امر به کجا بر می گردد؟
- متاسفانه عده ای در امور فرهنگی تعصب های بی جا دارند که حتما باید گروه مورد نظر خودشان را انتخاب کنند. به عنوان مثال، امسال کار من که بعد ازهفت سال برای جشنواره انتخاب شده بود و در بازبینی هم رتبه اول کسب کرده بود ، بدون هیچ مدرک و سندی گفتند که در جشنواره ای دیگر حضور داشته است و قبول نکردند. هر چه اداره ارشاد اسلامی بوکان اعلام کرد که این گونه نیست اماهیچ جوابی ندادند. نهایتا گفتند وقتی این آقایان دوست ندارند که شما شرکت کنید، چرا شرکت می کنید؟! فضا نیست وگرنه مطمئن هستیم هر سال در فجر خواهیم بود. اما متاسفانه استان خودمان پذیرای ما نیست.
* گروه شما در جشنواره تئاتر بین المللی فجر چند دوره شرکت و این حضور برای شما چه دستاوردی داشته است؟
- دو دوره دربخش اصلی و پنج دوره در بخش دانشجویی شرکت کردهایم. به گمان خودم مهمترین دستاورد آشنایی جالب ما با خانم «جین فرر» از رایزنهای تئاتر کشورهای انگلستان و لهستان بود که ارتباط زیادی با گروه «آتش» لهستان که یکی از گروه های معروف دنیاست ، دارد. در کارگاهی آموزشی که 10 روز با هم بودیم ، طراحی لباس و طراحی صحنه را به صورت مدرن آموزش دیدیم که او هم خیلی در کار ما موثر بود. الان هم با هم ارتباط داریم. خیلی ما را کمک کرد.
من خوشحالم که تئاتر بوکان در این سال های اخیر به عنوان قطب تئاتر نه تنها در کردستان بلکه در منطقه غرب کشور شناخته می شود. به عنوان مثال هر جشنوارهای که در غرب کشور برگزار می شود، بدون استثنا گروه بوکان ، یکی از برگزیدگان خواهد بود. این موفقیت در واقع مدیون و نتیجه زحمات و تلاشهای خودمان است. یک موفقیت و انرژی خودجوش است. این گونه نیست مثل برخی استان ها پیشکسوت، استاد دانشگاه و امکانات قوی داشته باشیم. بوکان فقط سالن تئاتر دارد. یک نفر نیست که به کسی آموزش دهد. البته گروه های متعدد دارد که زحمت می کشند، اما چون در شهرستان هستند و در مرکز استان حضور ندارند، به دلایلی نمیتوانند انتخاب شوند اما گروه های مراکز استان تقریبا خودشان بازبینی و بازخوانی و تایید می کنند. در امور هنری {ارشاد} همانهایی که 10 یا 12 سال پیش کارشناس بودهاند، با همان تفکر و ایده قدیمی هنوز هم هستند. به عنوان مثال من اجرایی با عنوان «مایابو» در تهران داشتم که در آذربایجان غربی من باید مجسمه تغییر دهم . فضا خیلی محدود است و بسیار تنگ نظرانه آثار را میبینند. کارها حتما باید در چارچوب سیاست مشخص این افراد باشد. کاری که شما در تهران اجرا می کنید ، نمی توانید در آذربایجان غربی اجرا کنید. باید حتما میزان سن و حرکات را تغییر دهید. تازه امسال هم مد شده که دو نفر داور آوردهاند. سال های گذشته بدون استثنا یک روحانی به عنوان هیات داوران حضور داشت.
* شما به طور کلی موانع رشد و چالش های تئاتر کردی را در چه چیزهایی می بینید؟
- متاسفانه اختلاف های سلیقه ای و شخصی باعث شده که اهلی تئاتر از هم دور باشند که [اين نكته]خیلی مهم است. اگر کسی هم از دیگری به لحاظ کار و تجربه و موفقیت بالاتر باشد ، دیگران نخواهند پذیرفت. نوعی خود بزرگ بینی حاکم است که اجازه نمی دهد موفقیت دیگران را بپذیرند. عامل دیگر هم آموزشهای غلط است. هنوز که هنوز است در مناطق کردنشین می بینیم که عده ای کارها و دیالوگ های سنتی چند سال پیش که هیچ سنخیتی با تئاتر امروز ندارد را اجرا می کنند. شما باید حتما با تماشاچی ارتباط برقرار کنید. برخی کارها که در اینجا اجرا می شود ، در تهران مورد پذیرش واقع نمی شود. بایستی از راه آموزش صحیح این دیدگاه ها را تغییرداد. یکی دیگر از موانع ، مسئولین هستند. مسئولان کمی پیدا می شوند که از تئاتر حمایت کنند. اگر می توانستند ، بندی پیشنهادی برای حذف تئاتر به قوانین اضافه شود ، بدون شک خیلی از مسئولین با آن موافقت میکردند. تئاتر تنها رسانهای است که می تواند فصیح و بلیغ تمام حرف های جامعه را بازگو کند. اداراتی که مسئول هستند حمایت نمی کنند، اما برخی ادارات که تئاتر با آنها ارتباطی ندارد، حمایت میکنند! نبود امکانات را هم باید به چالش تئاتر امروز اضافه کنیم . اگر سالن مناسب نباشد ، کجا باید تئاتر کار کرد؟ وقتی برای شرکت در جشنواره 12 روز در یک اتاق کوچک تمرین می کنیم ، تئاتر چگونه رشد می کند؟ ساپورت مالی گروه بسیار مهم است که باید به آنها کمک شود. خوشبختانه یا بدبختانه تئاتر هیچ درآمدی ندارد ، مگر این که گروهی به صورت حرفهای در جشنواره های بزرگ کشوری و بین المللی به جایگاه های مهم برسد. در نتیجه هنری که درآمد ندارد و عده ای هم آن را کمک نکنند ، فلج می شود.
* پاسخ شما در مورد نگاه مسئولان به تئاتر در حوزه اجرایی قابل بحث است. برخی مسئولان که خود شناختی از تئاتر ندارند در مقام اجرایی این هنر ایفای نقش دارند. به نظر شما اگر مسئولان اجرایی از خود اهالی تئاتر باشند ، چه تاثیری بر جای می گذارند و اگر نباشند موضوع چه تفاوتی دارد؟
- جالب قضیه این است که عده ای از مسئولان محلی بعد از شرکت در نشستی در تهران گفتند که کارهای مذهبی باید در اولویت اول و دوم باشد. در صورتی که در اصل این مسئله چنین موضوعی مطرح نشده است. این موضوع به صورت غلط به مدیرکل منتقل میشود و مدیرکل هم ناچار به تمام زیرمجموعه های خود انتقال میدهد که دیواری عظیم را مقابل تئاتر ایجاد می کند یا اثری با فضای خارجی را می آوریم که نویسنده آن مثلا من هستم. وقتی ما این متن را فرستادهایم مسئولان گفتهاند که موضوع خارجی است و طبق بخش نامه کار خارجی برای جشنواره استانی قابل قبول نیست! با تهران تماس گرفتیم دیدیم موضوع عکس قضیه است. نویسنده بوکانی بوده اما متنی در یک فضای خارجی. دوستان میگویند هر گونه کار خارجی برای جشنواره استانی غیرممکن است. روابط اداری ، امورهنری و کسانی که تئاتر زیر نظر آنها می گذرد ، هنرمند نیستند و هنر را نمیشناسند. فقط ظاهرا دوست دارند که مشکل تراشی و مانع برای تئاتر ایجاد کنند. اگر دفاعی هم داشته باشی میگویند چنین نیست که شما می گویید. یک سالن تئاتر با مهندسی و بودجه و کارشناس کافی ساخته اند. اما اصلا شبیه سالن تئاتر نیست. چه کسی گفته باید نور سالن این گونه باشد که اینان ساخته اند؟ متاسفانه در خیلی از استانهای مناطق ما کسانی که در راس تئاتر هستند ، دلسوز تئاتر نیستند. کردستان به لحاظ اجرایی بهتر است. اگر ما هم مثل کردستان بودیم الان در این وضعیت نبودیم. در استان ما فقط محدودیت ایجاد میکنند. مشخص نمی کنند که بالاخره باید به چه شیوه تئاتر کار کنیم؟ حتی فراخوانهایی که می دهند ، ادبیات آن مربوط به 10 سال پیش است. اکیپ هیات داوران که انتخاب می شوند ، دو نفر است. در حالی که در جاهای دیگر چهار نفر که در آن یک کارگردان، یک بازیگر و یا یک نمایشنامه نویس است، یا حداقل سه نفر. امسال دوستان تغییر دادند به دو نفر. قبلا یک نفر حرف اول و آخر را می زد. هر چه به مرکز می گوییم هیچ پاسخی نمی گیریم. در استان کردستان یکی از دوستان ما در بخش اجرایی تئاتر است و سالی چندین جشنواره برگزار میکند. اما در آذربایجانغربی سالی یک جشنواره با هزار مشکل برگزار می شود. به خاطر این است که در کردستان طرف خودش تئاتری است اما اینجا نه. وقتی بودجهای مشخص برای تئاتر می آید ، طرف می داند با آن بودجه چکار کند. اگر کسی آگاه در راس تئاتر باشد می داند چه کار کند. در بازبینی چه موضوعاتی مدنظر قرار دهد. می داند تئاتر چیست. تئاتر را میشناسد. تئاتر علم است که باید آن را شناخت. متاسفانه در مناطق ما این گونه نیست و از علم بودن آن خارج شده است. «تئاتر به خاطر جشنواره» خیلی بی جا و غیرمنطقی است. برخی کارها سفارشی است. بازیگران دختر و پسر حتما باید دو متر از هم فاصله داشته باشند. هنری که برای آن محدودیت ایجاد شود نمی تواند هنر باشد. هنر هیچ مرزی ندارد. چرا من وقتی کاری را در تهران اجرا می کنم باید در منطقه خودم جزئیاتی از آن را تغییر دهم؟ هفت سال تمام است که آثار گروه ما در تمام جشنواره ها با تمام سلیقه ها پذیرفته شده ، اما در استان خودمان رد میشود. جالب قضیه این است که من برای این موضوع نزد مدیرکل ارشاد رفتم و گله کردم . گفت: به من ثابت کن. گفتم: یک اثر من در جشنواره تئاتر کردی برای فجر انتخاب شد. سه بار از سوی دیدگاهها و سلیقههای مختلف و برای آخرینبار از سوی «فرهاد آییش» بازبینی شد، چرا در آذربایجانغربی رد می شود؟
وقتی امور هنری به کسی غیرمتخصص یا بازنشسته ادارهای دیگر سپرده می شود، او مجبور است برای امرار معاش خود با سیاست های ارشاد هماهنگ باشد.
* به نظر شما تئاتر مناطق کردنشین چقدر توانسته گویای دردهای واقعی جامعه خود باشد و چقدر با مخاطبان بومی خود ارتباط برقرار کرده است؟
- تئاتر ابزاری بزرگ است، اما متاسفانه ما اهالی تئاتر یک چیز را فراموش کرده ایم و آن این است که چگونه با تماشاچی ارتباط برقرار کنیم. ما وظیفه داریم که تماشاچی را وارد سالن تئاتر و یا با او ارتباط برقرار کنیم. متاسفانه برعکس آنها را طرد میکنیم. وقتی که شما تماشاچی نداشته باشی نمی توانی آنچه را که قصد دارید بگویید. موفقیت تئاتر خیابانی در این است که ارتباط زنده با مخاطبان دارد و درد جامعه را خیلی خوب بیان میکند. هیچ هنری نمیتواند به اندازه تئاتر به طور کامل درد و رنج های امروز ما را بیان کند. تئاتر می گوید خواسته هایمان را در زمانی که زندگی می کنیم بگوییم. یونسکو می گوید هر نمایشی که بیانگر دردها و مشکلات روز جامعه نباشد ، نمایش نیست. در جامعه، تئاتربسیار کم توانسته این نقش را بازی کند. اما در شهرهای مدرن مثل تهران موفقیت بیشتری داشته است.
* دلیل این تفاوت چیست؟
- این تفاوت ها ریشه در مسائلی دارد که به برخی از آنها اشاره کردم. ما هنوز کارهای 12- 10 سال پیش اجرا میکنیم. ما ماندهایم که هنوز باید کار ادبی کنیم. آیا تئاتر فقط به معنای کلاسیک است؟ این گونه نیست. در همین جشنواره دانشجویی برخی دوستان چند اثر نمایشی دیدند و به شدت انتقاد کردند. گفتند این هم نمایش است؟! در حالی که اینگونه کارها امروز در تهران در بورس است. به این خاطر تهران را مورد اشاره قرار میدهم که امروز تئاتر کشور به تهران ختم می شود و در واقع سراسر کشور آنجا رقابت می کنند. هنرمندان برتر ما آنجا جمع شده اند. امروز ما هم در همان فضای سنتی قبلی باقی مانده ایم. نمی خواهیم شیوههای مختلف تجربه کنیم.
* شما در مورد بخش اجرایی با هنرمندان تئاتر صحبت کردید. برگردیم به جامعه. چرا جامعه امروز کمتر پذیرای تئاتر است و علاقه مندی کمتری نشان می دهد؟ چرا مخاطبان با تئاتر ارتباط برقرار نمی کنند؟
- اجازه بدهید برای پاسخ شما مثالی بگویم. اگر ما در اثری نمایشی انتقادها و دردهای جامعه را بیان کنیم ، محال است که با جامعه ارتباط برقرار نکنیم. اما وقتی که من برای مخاطب،" اسفندیار" نشان دهم که مربوط به هزارسال پیش است و حتی با ادبیات آن زمان مشکلات را بیان کنم ، این ارتباط برقرار نمی شود. به شما قول می دهم که شما اثری را با درون مایه انتقادی اجرا کنید ، موفقیت شما حتمی است. می پرسند که سریال "برره" چرا موفق است؟ خوب به این دلیل است که شما هر چه در این فیلم می بینی در جامعه امروز، در تهران، در بوکان، در سنندج و بغل دست من و تو وجود دارد. چون، آن را حس می کند. یکی از عناصر مهم تئاتر «دیدن» است. به جرات می گویم در صد نمایشی که امروز ما اجرا میکنیم ، ده نمایش توانستهاند مشکلات امروز جامعه را مطرح کند. در این شرایط شما چگونه انتظار داری که تماشاچی به سالن تئاتر بیاید و شما با او ارتباط برقرار کنی و او زمینه پذیرش این هنر را پیدا کند؟ نمی شود. غیرممکن است.
* یکی از مسائلی که بود و نبود آن امروز در جامعه مطرح است، بحث «تئاتر کردی» است. با توجه به این سخنانی که گفتید ، آیا امروز تئاتر در مناطق کردنشین به حدی رسیده که از آن به عنوان حرکت «تئاتر کردی» یاد کنیم؟
- سال هاست که این سئوال در جشنواره سراسری تئاتر کردی سقز هم مطرح است. هنوز ما تعریف مشخصی از تئاتر کردی نداریم. نظریاتی هست که اگر تمام مسایل، محتوا و شکل یک تئاتر کردی باشد، آن را به عنوان تئاتر کردی بشناسیم. اما این تعریف هنوز رسمیت پیدا نکرده که بر اساس آن فعالیت کنیم. البته حرکتی تحت عنوان «تئاتر کردی» امروز در ایران توسط اساتیدی مثل «قطب الدین صادقی» مطرح است. جمعی که در تهران زحمت می کشند در این شناخت و تعریف موثر بودهاند. اما سئوال جدیتر این است که چرا تئاتر کردی به جای پیشرفت، روز به روز پسرفت دارد؟ در این سه چهار سال اخیر ما پسرفت زیادی داشتهایم. من تعارف ندارم. وقتی از خالق برخی آثار انتقاد می شود، ناراحت میشوند. انتقاد پذیر نیستند. به عنوان مثال اگر اثری از کردستان عراق ارائه شود، هر چند از لحاظ ساختار و شکل و متن ضعیف است، اما چند برابر آن را بالا می برند. من این کارها را خیانت به تئاتر می دانم. واقعیات گفته نمی شود. هیچ کس هم حاضر نیست واقعیات را بپذیرد. اگر من اثری ارائه کردم ، منتقدین روی آن حرف بزنند که چه عیبهایی دارد، گفته شود. وقتی اثری از کردستان عراق با تمام انتقادهای آن پذیرفته می شود، تا یک دعوت متقابل صورت بگیرد، چه انتظاری از تئاتر می توان داشت؟ من این ارتباط را نه تنها تبادل فرهنگی، بلکه خیانت فرهنگی می دانم. عین واقعیت است. از یک تئاتر نامناسب به خاطر یک دعوت؛ که چی؟ آیا اصول و رسالت تئاتر این است؟ چرا این گونه کارها با آن همه تمجیدهای گفته ، در تهران پذیرش نمیشود.
* از مسیر تئاتر کردی که سئوال ما بود کمی منحرف شدیم ....
- در کل تجمع ما خواه نا خواه در «تئاتر کردی» سقز است. به این خاطر عنوانش تئاتر کردی است که به گمانم کمک زیادی به تئاتر کردی دارد. ما در آنجا تمام متنهای ایرانی و خارجی و محلی را به زبان کردی بیان می کنیم. این یک مسئله مهم است که تئاتر کردی امروز می تواند متنها و شاهکارهای دنیای امروز را به زبان کردی اجرا کند. اما تئاتر ما از واقعیات به شدت گریزان است. خیلی کم اتفاق میافتد که اهالی واقعی تئاتر و اساتید به صورت حرفه ای تئاتر را دنبال و اجرا کنند. به گفته اساتید، ما باید برای هنر و از جمله تئاتر کردی زحمت بکشیم و آن را بشناسانیم. بگوییم تئاتر کردی و مشکلاتش این است. کاش همه هنرمندان ما از واقعیات گریزان نباشند، همدیگر را قبول داشته باشند.
* برای پیشرفت تئاتر کردی چه پیشنهادی دارید؟
- من دوست دارم که تئاتر از حالت رقابتیاش بیرون آید. اهالی تئاتر فقط دغدغه تئاتر داشته باشند، نه اینکه به فکر جشنواره و مسابقه و برگزیده شدن باشند. وظیفه ماست که با کارهایمان تماشاچی را به سالن بیاوریم. ببینیم واقعا خواست جامعه چیست؟ بعد از آن موضوع را در تئاتر پیاده کنیم. به هر نحوی که منطقی، اصولی و عملی است، کار کنیم. وقتی که ما میتوانیم با زبان ساده با تئاتر کارکنیم ، چرا دور بزنیم و با زبان دوهزار سال پیش سخن بگوییم؟ تا کی ما از واقعیات گریزان می شویم؟ تئاتر کسی را میخواهد که زحمت بکشد ، مطالعه کند و بتواند به نحوی منطقی با تماشاچی ارتباط برقرار کند.
* در حوزه ی تئاتر از سیروان انتقاد داشتید. ما موافقیم دیدگاه های شما را منتشر کنیم.
- انتقاد من این است که اگر گروهی در تئاتر درخشش دارد، منعکس کنید. به تمام گروه ها به یک چشم بنگرید، نه این که گروهی را حمایت و دیگری را رها کنید. شخص یا گروهی را در چهار سطر کوتاه معرفی نکنید و دیگری را در یک صفحه. برخی گروه ها عادت ندارند بگویند با ما مصاحبه کنید که ما فعالیت داریم. کارها خود بیانگر میزان توانایی است. امیدوارم هنرمندان را با یک چشم بنگرید.از شما سپاسگذارم.
منبع: هفته نامه سيروان24/10/84 - سال هفتم شماره 366
لینک مرتبط:دختری در نقش مده - گفتگو با فروغ امجدی
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387-13:14 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گفتوگو با محسن میردامادی، دبیركل جبهه مشاركت
فیض الله پیری:محسن میردامادی تاکید دارد که در صورت ورود خاتمی به عرصه انتخابات ریاستجمهوری، اصولگرایان با محوریت احمدینژاد در مقابل رئیسجمهور سابق قرار خواهندگرفت و تمام نیروهای خود را برای حمایت از او بسیج میکنند. تحلیل دبیرکل جبهه مشارکت از انتخابات ریاستجمهوری، نکات تازهای از آرایش نیروهای سیاسی در این ماراتن نفسگیر را بازگو کرده که نشان میدهد، این انتخابات برای همفکرانش حیاتی و مهم است. در یک شب تابستانی و در سنندج با او گفتوگو کردیم. . .
منبع: روزنامه كارگزاران شماره ۲۵۹ يكشنبه ۹ تير ماه ۸۷
ادامه مطلب
یکشنبه نهم تیر 1387-13:22 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

استاندار کردستان دیروز پنجم تیر در آیین کلنگ زنی تعاونی مسکن خبرنگاران و هنرمندان به نامه یک خبرنگار اخراجی به استاندار کردستان واکنش نشان داد و تبیین کرد که هدف او از پوشیدن لباس کردی مرغز معرفی این فرهنگ و سوغات کردستان به گردشگران بوده است. او این اظهارات را به دنبال خاتمه سخنرانی طولانی خود در این مراسم بیان و ازجمله به پوشیدن کت و شلوار و لباس کردی اشاره کرد و خنده کنان گفت: در زمان حضور سفیران خارجی در سنندج که من لباس کردی پوشیدم این پیری نامه برای ما نوشته... من هدفم از این کار معرفی لباس کردی مرغز به گردشگران و سفیران خارجی بود...
یکی دو نفر از نزدیکان استاندار ابراز لطف کردند و گفتند استاندار در اخراج شما نقشی نداشته اما من گفتم استاندار باید جوابگوی اقدامات مدیران خود و از جمله کسی که می گوید سیروان الاغی است که من بر آن سوار شدم (و با این کار روی تاریخ را سفید کرد) باشد.سوار کار حرفه ای!هم در این مراسم حضور داشت.
قصد داشتم نامه دوم را به هنگام یک کتاب تقدیم آقای استاندار کنم اما مناسب ندانستم. نامه دوم در راه است و به زودی به همراه یک هدیه! تقدیم استاندار خواهد شد.
استاندار در این مراسم باز مطبوعات را رها نکرد و از آنها به خاطر عدم انعکاس خدمات دولت در کردستان و از جمله حضور سفیران خارجی انتقاد کرد. او این بار عملکرد روزنامه خودی ایران را نیز نکوهش کرد و گلمند شد که چرا در زمان حضور سفیران خارجی این روزنامه عکس قصابی در صفحه اول ویژه نامه استانی به چاپ رسانده است؟
در پایان مراسم در خواست شد که خبرنگاران و هنرمندان با استاندار عکس یادگاری بگیرند اما من پرهیز کردم و گفتم خبرنگاران بروند عکس بگیرند. دوستی گفت مگر شما خبرنگار نیستی؟ گفتم من خبرنگار بودم اما به لطف و محبت مدیریت استان دستفروش شده ام.همین که از این تعاونی مسکن اخراج نمی شویک باز لطفش باقیست.
پنجشنبه ششم تیر 1387-11:30 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته


