تبليغاتX
قصر فرهاد
 
قصر فرهاد

××× روزنامه نگاری و بس ×××
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   fp_journal@yahoo.com تماس با من   
 
حقوق کردها و اهل سنت در اتوبوس ایرانیان

 

 گفتگوی انتقادی سیروان با دکتر مصطفی معین کاندیدای اصلاح طلبان پیشرو

 

             http://xs.to/xs.php?h=xs221&d=07472&f=DSC02569.JPG  عکس مرتبط

فیض اله پیری: فعالیت در حوزه مطبوعات گاهی با اتفاقات تازه و جالب توجهی روبرو می شود، مثل همین مصاحبه ما با دکتر معین که در داخل اتوبوس »ایران برای همه ایرانیان« و در مسیر سنندج تادیواندره انجام شد! کاندیدای »اصلاح طلبان پیشرو« و »اصلاح طلبان کرد« به آرامی سخن می گوید و در گفت و گو با ما نیز هم؛ اما صریح تر. معین علی رغم خستگی ناشی از سفر چندروزه، تاکید دارد که »در دیدار با مردم خسته نمی شود« این را در پایان گفت و گوهایش به سیروان گفت. او در این گفت و گوی انتقادی مواضع خود را صریح تر از همیشه در خصوص حقوق شهروندی، ‌احزاب کردی، کردهای خارج از کشور و مسایل مرتبط با اهل سنت با ما در میان گذاشت. مشروح گفت و گوی سیروان باکاندیدای  ریاست جمهوری نهم در پی آمده است.
* شما موضعی صریح درمورد حضور کردها و اهل سنت درکابینه گرفته اید که از آنها درکابینه استفاده می کنید و مشخص هست که ما نمی خواهیم باز به این موضوع بپردازیم. یکی از برنامه های شما برای جبران عقب ماندگی در مناطق کردنشین »تبعیض مثبت« است. علاقه مندیم به طور مشخص مصداقهای »تبعیض مثبت« را درحوزه های اقتصاد، فرهنگ و سیاست بیان کنید.
- تبعیض مثبت بر گرفته از واژه فرهنگی positive discrimination است. آنجا ممکن است از نظر عرفی بار منفی نداشته باشد، منتهی تبعیض در فرهنگ دینی و ملی ما بار منفی دارد. من خودم هر چند در چند جا به کار گرفته ام، منتهی خیلی وقت ها گفته ام»امتیاز ویژه و خاص« حالاهم ترجیح می دهم برای اینکه افکار عمومی بپذیرد، ما به جای »تبعیض مثبت« از »امتیازات ویژه« یا »امتیازات خاص« استفاده می کنیم. البته »امتیاز خاص« هم جزو واژه های آسیب دیده است. ما در طول تاریخ دو سه دهه اخیر مرتب گفتیم این موضوع دارای اولویت هست منتهی عملا اولویت را برای قشر خاص قایل نشده ایم.
فارغ از اینکه از چه عبارتی استفاده کنیم باید عمل بکنیم. ببینید فلسفه تشکیل  دولت از نگاه دینی ، این است که فرد قصد و انگیزه اش این باشد که حق و عدالتی را اجرا کند و حقوق تضییع شده را استیفا بکند . این دو باهم هستند یعنی در جایی که عدالت نباشد، بی عدالتی وتبعیض وجود دارد. فلسفه تشکیل حکومت رفع تبعیض و اقامه عدالت است. اگر کسی بخواهد مسئولیت خطیر اجتماعی را بپذیرد که خودش جزیی از حکومت خواهد شد،‌او هم قاعدتا باید انگیزه اصلی اش همین باشد که عدالت را در تمام ابعاد اجرا کندکه ببیند آیا مدنظراش است که در پذیرش مسئولیت از مظلومی دفاع و با ظالمی مبارزه کند یا عدالت را اعاده کند.اگر با وجدان خود و وجدان عمومی ودر برابر خدا تعهد کرد باید این مسئولیت را بپذیرد، در غیر این صورت بهتر است که صرف نظر کند، چون در دنیا و آخرت جوابگوی مردم و خداوند نخواهد بود.
* تاکید ما روی مصداقهای تبعیض مثبت بود، شما چه شناختی نسبت به حقوق پایمال شده کردها دارید که می خواهید »تبعیض مثبت« را درباره آنها اجرا کنید؟
- ما مامور هستیم که به همه »نگاه مثبت« و »حسن ظن« داشته باشیم، یعنی اصل را بر برائت همه شهروندان بگذاریم،‌مگر اینکه خلاف این ثابت شود.
اگر در نظام اسلامی ببینیم که به اقوام - از جمله کردها - با نگاه امنیتی برخورد می شود،‌این نگاه عادلانه نیست و خود همین نگاه امنیتی و تهدید آمیز باعث می شود در برنامه ریزی ها، دادن امکانات و امتیازات مورد تبعیض قرار بگیرند و تا کنون هم عملا مورد تبعیض قرار گرفته اند. الان کردها در کسب مدیریت و مسئولیت و یا در سرمایه گذاری در مناطق خودشان مورد تبعیض واقع شده اند. در مناطق مرزی کشور هم که دیگر اقوام ما ساکن هستند، تفاوت زیادی بین آنها با مرکز وجود دارد. ما »تبعیض مثبت« رادر این مصداق هایی که گفتم پیاده خواهیم کرد.
* شما اشاره کردید به مسئله ی نگاه امنیتی به مناطق کردنشین. ما در دولت آقای خاتمی هم شعار »تبدیل معاند به مخالف و مخالف به موافق« را شنیدیم اما بنابر هر دلایلی به این شعار عمل نشد. یکی از راههایی که کردها از طریق آن به دنبال رفع این نگاه امنیتی بوده اند، بحث »آشتی ملی« است. به نظر شما وقت آن نرسیده که »آشتی ملی« در کشور پیاده شود و اصولاً دیدگاه جنابعالی در این خصوص چیست؟
- ما به »آشتی ملی« احتیاج داریم. هم به دلیل نگاه دینی که اصل را بر وحدت انسان گذاشته، هم با یک نگاه مدیریتی و هم با یک نگاه جهانی و سیاسی احتیاج به یک وحدت وآشتی ملی داریم. ما از همه سو در معرض خطر قرار داریم، چه به لحاظ بحرانهای داخلی و چه به لحاظ بحرانهای خارجی.
»آشتی ملی« یک امر چند جانبه هست و یک امر یک طرفه نیست. اگر فردی مثل خاتمی به صورت مستقیم اعلام »دولت آشتی ملی« بکند یا بگوید که مصمم هستم که مخالف را به موافق و معاند را به مخالف تبدیل کنم، یک رویکرد بسیار مترقی و اصولی است ، منتهی بستگی به این دارد که آیا طرفهای مقابل این آمادگی را دارند یا نه؟ این یک موضوع دو طرفه است. دو طرف باید به فهم مشترک که منافع هر دو را در نظر بگیرد، برسند.
* در مورد کسانی که بخواهند به ایران برگردند و فعالیت سیاسی آزادانه داشته باشند، چطور؟
- من دو دیدگاه را مطرح کردم یکی در گذشته بوده و باز هم روی تکرار آن تاکید می کنم که شعار راهبردی »ایران برای همه ایرانیان« است. تفسیری که من دراین زمان از این شعار کرده ام، منظور ایران برای همه ایرانیان در همه جهان است،‌نه فقط در چارچوب مرزهای ایران. نکته دوم اینکه در یکی از بندهای بیانیه ی بازگشتم به عرصه انتخابات تاکید کرده ام که دولت من دولت وحدت ملی و تفاهم جهانی خواهد بود، چون مقدمه تفاهم جهانی،‌داشتن وحدت ملی است.
* یکی دیگر از برنامه هایی که اعلام کرده اید، گزارش حقوق بشر شما به مردم است. این گزارش شما براساس »حقوق بشر« استاندارد و مرسوم در جامعه جهانی است یا براساس قانون اساسی ایران؟
- قبل از این پاسخ به دونکته دیگر هم اشاره کنم که با سئوال قبلی شما مرتبط هست،‌اول اینکه تشکیل معاونت حقوق بشر بر این اساس است که در چارچوب مرزهای ملی زمینه های وحدت و آشتی را برقرار و با ناقضان حقوق بشر برخورد کنم. نکته دیگر پیشنهاد تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر است. بایستی یک فضای مساعدی را از نظر سیاسی،‌ تشکیلاتی واجتماعی به وجود بیاورد که پایبند به میثاق ملی هستند، بتوانند در چارچوب این جبهه، متحد بشوند و بر این اساس،‌وحدت ملی را تقویت کنند. این چهار راهبرد اصلی است که با مسئله »آشتی ملی« که شما مطرح کردید، مرتبط هست. د رخصوص گزارش حقوق بشر، طبق توصیه یونسکو که به عنوان یک راهبرد هم مطرح می شود، باید نگاهمان جهانی باشد، جهان امروز به خاطر تکنولوژیهای ارتباطی به »جهانی کوچک« تبدیل شده است. عصر امروز، ارتباطات ودانایی است. دانایی میراث مشترک انسانی و متعلق به یک آب و خاک نیست. ممکن است نقش و سهم مختلف در تولید دانش متفاوت باشد،‌ مثلا ایران یکی از چند مهد تمدن ساز جهانی است و سهم زیاد و موثری داشته است. یونسکو می گوید که »نگاه جهانی« ‌اما در عمل بومی باشد.یعنی از همه میراث مشترک و دستاوردهای بشری استفاده ،‌منتهی در عمل الگوی ملی خودتان را انتخاب کنید.در الگوی ملی، مبانی اعتقادی ودینی و فرهنگ مذهبی و ملی یک کشور مدنظر قرار می گیرد که نیازها، عرف و ضرورتهای آن جامعه در آن دیده می شود.
در واقع یونسکو می گوید که اگر تنهاالگوی جهانی را در یک کشور پیاده کنید پاسخ نمی دهد یا اگر الگوی داخلی را پیاده کنید و با روشهای گذشته عمل کنید،‌آن هم جواب نخواهد داد. هنر مدیریت این است که با نگاه جهانی وعمل عمومی باالگوهای مناسب با شرایط جهانی، خودش را هماهنگ کند. ما هم از یک طرف به بیانیه حقوق بشر که یکی از امضا کنندگان اولیه این سند بودیم، نگاه می کنیم و از طرفی هم بر می گردیم به مبانی دینی و تاریخی خودمان که ما 2600 سال قبل اولین منشور حقوق را در زمان کورش کبیر ارایه کردیم. به شرایط جامعه و حساسیت های خودمان نگاه می کنیم و سعی می کنیم که الگویی را انتخاب کنیم که متناسب با نیازهایمان باشد. البته نگاه دینی ما این است که تفسیر درستی از قرآن ودین خدا داشته باشیم و شرایط زمانی و مکانی را در نظر بگیریم. این پاسخگوی همه مسایل  و مشکلات بشری خواهد بود. بنابراین با این دید هم می توانیم از موادی که در بیانیه حقوق بشر است استفاده کنیم وهم از شاخصه های داخلی خودمان . من اشاره کردم که، حقوق کرامت انسانی را از آن استخراج بکنیم.
* این الگویی که شما اشاره کردید، هنوز مدل آن در هیچ مجمع و مرکز رسمی به تصویب نرسیده است. بدیهی ترین حالت حقوق بشر این است که انسان ها - مثلا کردها- به زبان خودشان علم واندیشه بیاموزند که در قانون اساسی به صورت محدودتر به این نکته توجه شده است. شما تاکید دارید بر روی مبانی فرهنگی و مذهبی داخلی و ترکیب آن با حقوق بشر استاندارد جهانی. به نظر می رسد که این دو کاملا در تناقض با همدیگر هستند. در حال حاضر و براساس قانون اساسی ایران، اهل سنت نمی تواند رهبر و رئیس جمهور باشد، در حالی که این با موضوع حقوق بشر مرسوم جهانی در تضاد است.این برنامه شما چگونه است، این ترکیب چه مدلی به خود می گیرد؟ استانداردش چیست؟ ‌مصداقش چیست؟
- خیلی قشنگ شما مصادیق را مطرح و مقایسه می کنید. من تشکر می کنم. در همان بیانیه ی حقوق بشری که روی آزادیهای فردی و اجتماعی و جنسیتی تاکید می کند ودر قانون اساسی ما به صورت محدوتر دیده شده، ممکن است در همان قانون جهانی هم موادی باشد که اصول اخلاقی وانسانی ما را زیر پا بگذارد مثل آزادی جنسی. پس آنجا هم نقایصی هست،‌قانون اساسی ما هم نواقصی دارد. مبنای اعتقادی من قرآن است.
* همین قرآن هم از نگاه اهل سنت و تشیع تفسیرمتفاوتی می شود. مثلا در بحث ولایت  فقیه تفسیر پیروان اهل سنت و شیعه بسیار متفاوت است.
-  قرائت متفاوت خودش لطف دارد.
* اما این »لطف« در حال حاضر براساس حقوق بشر جهانی ناقض ‌حقوق شهروندی است و این باعث می شود که اهل سنت نتواند در مقام شخص اول کشور انتخاب یا منصوب شود.
- زمان می برد. اگر تلاش جدی نخبگان همراه باشد، پاسخ مناسبی خواهیم گرفت. شماخودتان می دانید که اولین آیه های قرآن دستور به خواندن،‌نوشتن و آموختن دارد. در همین جا کرامت انسانی هم مطرح می شود. کرامت انسانی درگرو این است که یک آموزش صحیح داده شود. بعد از 1400  سال در بیانیه ی حقوق بشر،‌مهم ترین تاکید بر روی مسایل کرامت انسانی است. 1400 سال قبل کرامت انسانی را مورد تاکید قرار داده و بعد آن را هم در گرو آموزش صحیح قرار داده، پس می توانیم بگوییم همین بیانیه جهانی حقوق بشر هم از آموزه های دینی ما وام گرفته است.
* این تفسیر شما از کرامت انسانی و حقوق بشر جالب و قابل قبول است. اما شما در مقابل یک جبهه بسیار بزرگ قرار دارید که تفسیری متفاوت از رای و حقوق انسان دارد. شما در خوشبینانه ترین حالت در انتخابات هم اگر پیروز شوید، یک قوه را در اختیار دارید اما جبهه مقابل شما از ابراز قدرت بیشتری برخوردار است که اجرای برنامه های شما را با مشکل مواجه می کند. اگر به این برنامه ها  جامه عمل نپوشانید، در آن شرایط جامعه ایرانی که به شما رای داده و به مطالباتش نرسیده چه حالتی به خود می گیرد؟ شما چه تصویری در آن شرایط ترسیم می کنید؟
- مادر هر مقطع باید تلاشمان این باشد که قدمی به آرمان هایمان نزدیک تر شویم. حقوق آزادی بیان واندیشه،‌انتشار نشریات و مطبوعات، حقوق اقتصادی(مسکن ،‌شغل، معیشت و ...) از بدیهیات و اولویات حقوق هر انسان است که باید تامین بشود که در کشورهای جهان سوم هنوز به طور کامل اجرا نشده ، اما باید رای و کرامت انسانی مورد توجه قرار بگیرد.
* این آرمان شماست که بر اجرای آن هم تاکید دارید،‌اما همین بدیهیات حقوقی هم از طرف بخشی ازحاکمیت،‌اعتقادی بر اجرای آن وجود ندارد. شما از رای مردم سخن گفتید، اما بعضی از ایدئولوگهای بخش قدرتمند جبهه مقابل شما‌  هستند که از رای مردم به عنوان »زینت حکومت« تفسیر می کنند. همین جبهه با شورای نگهبان که تفسیری خاص از قانون ارایه می کند، دست شما را بسته است. حتی در همان حالت خوشبینانه تر هم که مجلس ششم با قوه اجرائیه یک دست بود، همفکران شما نتوانستند برخی برنامه هایشان را اجرا کنند که »دست بسته« بودن شما را توسط شورای نگهبان ثابت کرد.مصداق این ادعا هم»قانون رفع تبعیض علیه زنان« یا »جرم سیاسی« بود. با این شرایط چه ضمانتی وجود دارد که شما به برنامه ها و آرمانهایتان برسید؟
- من تضمین نمی دهم که در یک دوره چهارساله یا هشت ساله که من رئیس جمهور باشم،‌ تمام مشکلات حل شود. اصلاحات گام به گام است،‌ ما هم با شعار»اصلاحات یک گام به پیش« به این میدان آمده ایم. من از تلاش باز نمی ایستم. باید راه را ادامه داد. چون راه درازی است. درارتباط با قدرت، اهرمهای قدرت، »مردم«، »نخبگان جامعه« ، »نهادهای مدنی« و »دولت« هستند. باید سعی کنیم که موازنه ای روی این اهرم ها به وجود بیاوریم. روی این بدیهیات حقوق سیاسی،‌مدنی و اقتصادی که عرض کردم می شود به اتفاق نظر رسید. بگذارید آقای مصباح یک نظری داشته باشد،‌این عین دموکراسی است،‌اما نظر اکثریت جامعه باید به کرسی بنشیند و نظر مردم را اجرا کنیم.
* با این تفسیر شما،‌آیا درجامعه ایرانی در حال حاظر نظر اکثریت مردم اجرا می شود؟
- به هیچ وجه.
* چرا اجرا نمی شود؟
- نظر اکثریت جامعه ما این است که این حقوق اولیه تحقیق پیدا کند،به همین دلیل  است که در سالهای اخیر به اصلاح طلبان رای داده اند. اگر الان مردم در تردیدهستند، خواسته هایشان به طور کامل برآورده نشده است. این به معنای آن نیست که جهت را تغییر داده باشند. از طرفی نخبگان جامعه ما از تشکل و سازماندهی لازم برخوردار نیستند که روی همین مسایل اساسی و حقوق مردم بحث کنند و به اتفاق نظر برسند. نطفه هایی مثل احزاب مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت که موضعی مشخص دارند ویا در سطح دانشگاهها و محافل علمی و تخصصی شکل گرفته که باید این جهت را تقویت کرد. نهادهای مدنی و نخبگان هم باید روی حقوق اولیه مردم به تفاهم برسند که حاکمیت باقی  می ماند. اگر حاکمیت هم از اصلاح طلبها تشکیل شود، مجموع بین حاکمیت، نخبگان، نهادهایی مدنی و مردم توانمند، کشور را بر همین اساس اداره می کنند. اگر حاکمیت در دست محافظه کاران بود و یا فردی اصلاح طلب به ریاست رسید،‌ و بخش هایی از حاکمیت با او مخالفت کردند، در این شرایط باید به شهروندانی تکیه کرد که از آگاهی لازم برخوردارند ومی خواهند از حقوق اساسی خودشان دفاع بکنند و یا به احزاب،‌نخبگان و نهادهای مدنی که به این اتفاق نظر رسیده اند، که »باید به دموکراسی به عنوان تبلور حاکمیت مردم« تکیه بکند. مطمئن باشید اگر این فرد بتواند تعامل جدی با افکار عمومی و شهروندان توانمند، نخبگان و احزاب داشته باشد، بر همه موانع غلبه خواهد کرد. مثال می زنم. دیدیدکه با هر انگیزه ای - اگر خوشبینانه بگویم، به خاطر اطلاعات غلط و اگر بدبینانه بگویم به خاطر تصمیم جناحی و تحت تاثیر افراد و باندهای خاص- مرا به صورت غیر قانونی رد صلاحت کردند. رهبری هم که تذکر دادند - تذکر، نه حکم حکومتی- اینها به جای اینکه اشتباه خودشان را جبران کنند و در برخورد غیر قانونی خودشان تجدید نظر کنند، پاسخ دادند به خاطر »امر ولایی« تجدیدنظر کرده ایم. درعین حال که به اشتباه اعتراف نکردند،‌ ظرف 24 ساعت در تصمیم خودشان تجدید نظر کردند. در صورتی که در انتخابات مجلس ششم با اینکه 2600 نفر رد صلاحیت  شدند و آقایان خاتمی و کروبی به صورت مکرر پیگر شدند،‌به رهبری مراجعه کردند و رهبری هم به شورای نگهبان پیغام فرستاد،‌عملا شورای نگهبان تمکین نکرد. چه تفاوتی در این دو سال رخ داده که به جای 2600 نفر،‌اگر صلاحیت یک نفر زیر سئوال می رود، با شتاب تجدید نظر می کنند؟
* به نظر شما این موضوع به خاطر فشار داخلی افکار عمومی بود یا به خطر افتادن مشروعیت نظام در بین الملل و در اثر تحولات جهانی؟
- اول تحولات جامعه ما،‌ بعد تحولات جهانی.
* تحولات جامعه ما تابع تحولات جهانی است یا قضیه برعکس است؟
- در تعامل باهم هستند.
* پس به نظر شما »نیمه دموکراسی« حاکم شده درایران، محصول تلاش داخلی است یاتحولات جهانی؟
- در دوره ای که ما زندگی می کنیم، دنیا به هم پیوسته است. عصر دانایی،‌عصر جهانی شدن و عصر ارتباطات است.
* آقای دکتر! سئوال من این بود که نظم موجود در ایران در اثر فشار تحولات داخلی است یا جهانی؟
- نمی توانیم بگوئیم یک طرفه است. محصول تعامل تنگاتنگ داخلی و بیرونی است. شرایط جهانی وتحولات آن مثل حقوق بشر. آزادی خواهی و دموکراسی خواهی مسئله ای نیست که ظرف مثلا دو سال اخیر اوج گرفته باشد، بلکه محصول دهه های اخیر است. شرایط منطقه ای ما البته در دو سال اخیر دچار تحولات اساسی است. این تحولات هم برای ما و هم برای آمریکائیها جدی است. برای ما جدی است که با آمریکا، انگلیس و اسرائیل هم مرز شده ایم و برای آمریکا جدی است که ایران، ‌عراق نیست. ایران افغانستان نیست. می دانند که اگر به ایران وارد شوند، ‌ایران همان غولی است که هشت سال همه دنیا به صدام کمک کردند که این غول را به زانو دربیاورند اما نتوانستند، پس هم برای ما و هم برای آمریکائیها جدی است. می خواهم بگویم که نقش آگاهی مردم در طی دوره هشت ساله آقای خاتمی تعیین کننده است و نقش مکمل را شرایط جدید جهانی و منطقه ای ایفا کرده که به فشار عمومی و امواج تبدیل شده که  امروز نهادی مثل شورای نگهبان به رای مردم تمکین کند. این طلیعه خوبی است که در دولت بعدی رئیس جمهور بتواند از این پشتوانه استفاده کند و شورای نگهبان را به تمکین وادارد.
* یکی از راههایی که موجب ثبات دموکراسی در جامعه می شود،‌ تحزب است که این مقوله نمی تواند بدون حضور تمام بخش های جامعه ایرانی و از جمله اقوام عملی بشود. در حال حاضر هم تحزب با موانع جدی روبرو هست. اقلیت های ایرانی و از جمله کردها با محدودیت تشکیل احزاب قومی و مذهبی مواجه هستند. همین »اصلاح طلبان کرد« هم به عنوان گروهی که در بدنه ی اصلاحات پسوند »کرد« را برای خود انتخاب کردند،‌دیدید که برخی جریانهای محافظه کار علیه آن چه موضعی گرفتند. شما اصولا چه اعتقادی به تشکیل احزاب قومی داریدو چه برنامه ی راهبردی را برای تحقق این خواسته دنبال می کنید؟
- من در ملاقاتی که با بلوچ ها و ترکمن ها داشتم،‌از الگوهای اصلاح طلبان کرد دفاع کردم و گفتم که شما هم به جای اینکه به طور متفرقه،‌خواسته هایتان را با من مطرح کنید، به صورت گروهی،‌مطالبات را مکتوب و تدوین کنید و با یک حقوقدان برجسته بررسی کنید که در چارچوب قانون اساسی باشد که ضربه پذیر نباشد ودر هر شرایطی بتوانید از آن دفاع کنید. من این الگو راتشویق کردم که در اقوام ایرانی تعقیب بشود و جمع مطالبات اقوام را در یک کتابی گرد آوری کنیم و بگوئیم که اینها مطالبات به حق و قانونی اقوام ایرانی است که رئیس جمهور در اختیار دستگاهها بگذارد و هر دستگاهی سهم خودش را به مرحله اجرا بگذارد. حق تحزب در دولت [ برای تمام ایرانیان] به رسمیت شناخته می شود.
* تعامل شما با گروههای خارج از کشور چگونه خواهد بود؟ بخشی از کردها الان به صورت اپوزیسیون فعالیت می کنند، شما بااین نوع گروهها چگونه رفتار خواهید کرد؟
- ما قانون را اصل قرار می دهیم. قانون مبنا، محور و ملاک نظم اجتماعی است. رابطه فرد با جامعه و اقوام مختلف با کشورشان هست. من قانون را اصل قرار می دهم و می گویم که همه قومیت ها در داخل کشور و کردهای خارج از ایران در چارچوب قانون می توانند ،‌هم متشکل باشند و هم به کشورشان برگردند و به عنوان ایرانیان خارج از کشور باید از حقوق آنها دفاع بکنیم.
* سئوال آخر من این است که کردها می گویند،‌در زمان تصدی شما بر وزارت علوم یک کرد اهل سنت را به عنوان رئیس دانشگاه کردستان منصوب نکردید، به این موضوع پاسخی دارید؟
- انتقاد وارد نبود، چون شرایط برخورداری از ریاست دانشگاه ، [داشتن ] رتبه دانشیاری و پنج سال سابقه بود. در دانشگاه کردستان به خاطر ضعف هیئت علمی کسی واجد این شرایط نبود واگر من [این طرح را] به شورای عالی انقلاب فرهنگی می بردم، تصویب نمی شد. رئیس دانشگاه هم باید از نظر علمی در سطح بالایی باشد که همه تمکین بکنند. خوشبختانه بعد از اینکه من اختیارات را به دانشگاه تفویض کردم که روسای دانشگاهها را خودشان پیشنهاد بدهند، ‌فهمیدم که رئیس دانشگاه کردستان -‌ آقای کریمی دوستان- منتخب اساتید این دانشگاه و کرد هم هست. می خواهم بگویم که تفویض اختیارات ما هم اینجاتاثیر گذار است.
اگر من تصمیم نگرفته بودم،‌شاید وزیر جدید این اختیارات را تفویض نمی کرد. این آئین نامه که برای انتخاب یک رئیس دانشگاه مدنظر قرار گرفته به امضای من رسیده است.

مصطفی معین: مطالبات کردها را به حق می دانم

فیض اله پیری، کرمانشاه: دکتر «مصطفی معین» کاندیدای اصلاح طلب نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با نم پالتویی سپید تابستانی و محاسن متمایل به برف و موهای نه تمام ریخته و جوگندمی، سه شنبه گذشته در سفری تبلیغاتی به کرمانشاه، شهر شیرین و دیار کردان کلهر که بیشتر با دانشجویان و نخبگان آن را گذارند و تا دقایقی از بامداد روز چهارشنبه ادامه داشت، نخستین چراغ سبز را به مطالبات کردها نشان داد و از جمله در پاسخ به سئوالات سیروان مبانی نظری برنامه های خود را در این خصوص اعلام کرد.

این نخستین کاندیدای ریاست جمهوری بعد از انقلاب است که به طور شفاف از مطالبات اقلیت های قومی سخن می‌گوید. او البته اقتدار دولت خویش را مبنای خرد جمعی و بر اساس توسعه آموزش عالی و نیروی انسانی و توجه به شایستگان تمام اقوام توصیف و تحولات منطقه از جمله انتخاب یک رئیس جمهور کرد را در عراق مثبت ارزیابی کرد.

معین در جلسات مختلف سخنانی مشابه به زبان می‌آورد که در آن می‌توان مقاومت او را در برابر قدرت استنتاج کرد. در جلسه‌ای با حضور دانشجویان استعفای خود در دولت را در دفاع از مظلوم بیان کرد و در دیدار با نخبگان سیاسی و اعضای ستاد انتخاباتی خود در کرمانشاه، قرار گرفتن در مقابل مجلس هفتم را مانعی برای برنامه هایش ندانست و با تحلیل شرایط زمانی خود و خاتمی تاکید کرد که حضور مردم همه چیز را تغییر خواهد داد.

او آنگاه «شعار حداقلی» و «تلاش حداکثری» را از برنامه های دولت خویش اعلام و با تحلیل برنامه های اقتصادی خود نقش نخبگان را در دولت نهم تعیین کننده ارزیابی کرد.

وی در پاسخ به سوال یک روشن دل اهل‌سنت در خصوص عدالت اجتماعی، گفت: هنوز شاهد تحقق عدالت اجتماعی در سطح ملی و مناطق مختلف نیستیم. معین همچنین ساعت پایانی شب در گفت و گو با خبرنگاران به تشریح برنامه های خود پرداخت و از ادامه اصلاحات خاتمی در این دولت سخن گفت و نیز اجماع اصلاح طلبان بر سر یک کاندیدا را ممکن دانست. او در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران بر خلاف اظهارات خاتمی تاکید کرد که این تفکر که «اصلاح قانون اساسی خیانت است»، مورد تایید نیست.

سیروان از معین خواست تا بدون کلی گویی و ابهام برنامه های خود را در خصوص مطالبات کردها و سهم آنها در قدرت بیان کند که او در پاسخ گفت: من شخصا مطالباتی که از طرف اقوام و از جمله کردها مطرح می شود را به حق می‌دانم. ما باید در جهت تحقق این مطالبات حرکت کنیم و پاسخگو باشیم، منتها مطالباتی به دور از افراط وتفریط و بر مبنای قانون، حفظ امنیت و وحدت ملی؛ و خوشبختانه بیشتر مطالباتی هم که کردها مطرح کرده‌اند در این چارچوب است. او گفت: باید به دنبال راهکار اجرایی جهت تحقق این مطالبات باشیم و طبیعی است ما تمام ساز و کارهای مختلف را جهت جلب مشارکت کردها و دیگر اقوام – از جمله در حوزه اجرایی و در تمام سطوح – مدنظرمان است. ما باید زمینه های برخورداری اقوام ایرانی از حقوق شهروندی اشان را فراهم کنیم و از طریق رفع محدودیت‌های غیرمنطقی و تحمیل شده و حذف نگرش‌های منفی گام برداریم. او به تاکید گفت: اگر محدودیت‌هایی ناروا در گذشته هم اعمال شده و آنها از حقوق شهروندی محروم شده اند، حاکمیت و دولت باید تلاش کند که حقوق تضییع شده‌ی قبلی را هم محور قرار دهد. رئیس جمهور باید تمام مفاد اصل 15 و 19 قانون اساسی از جمله تدریس زبان و ادبیات اقوام مختلف را فراهم کند.

سیروان: به نظر شما نوع نگاه مسئولان در 25 سال گذشته به اقوام چگونه بوده است؟ تحلیل جنابعالی در این خصوص چیست؟

معین: نمی‌شود همه را یکجور دید. مسئولان مختلف و دستگاه‌های اجرایی هرکدام متفاوت هستند، در دستگاه علمی، من همین نگاهی داشتم که عرض کردم و اقداماتی از جمله تاسیس پژوهشکده زبان و ادبیات کردی و راه اندازی کرسی زبان آذری را انجام دادم. دستگاه‌هایی هم بوده‌اند که نسبت به این مسئله دید مثبت و واقع‌نگر نداشته اند، نه این که سنتی باشند، دید این است که از زاویه تهدید به آن می نگرند. به نظر من اگر نگاه کارشناسانه و علمی به قومیت‌ها داشته باشیم، باید از این فاکتور به عنوان فرصت یاد کنیم.

سیروان در پایان گفت وگوی خبرنگاران با معین، چند سئوال کوتاه از وی – و از جمله – پرسید:

*جلسه شما با اصلاح طلبان کرد بر چه مبنا و اساسی است؟

معین: همین که با آنها جلسه می‌گذاریم نشان از اهمیتی است که برای آنها قائلیم.

سیروان: نگفتید که ازکردها در کابینه استفاده می‌کنید یا نه؟

معین: دولت من حد و مرزی ندارد. مرزبندی‌های قومی همه ساختگی است. دولت کارآمد بر اساس شایستگی ها شکل می گیرد.

سیروان: شما بالاخره تدریس زبان کردی را عملی می کنید؟

معین: همانطور که در قانون اساسی وجود دارد، در جهت اجرای قانون عمل می کنیم.

سیروان: اجرای برنامه‌هایتان با این مجلس با مانعی روبرو نمی شود؟ اگر به مطالبات مردم نتوانستید پاسخ دهید آن موقع ...؟

معین: آقای خاتمی هم ابتدا با مجلس پنجم مواجه بود و تمام وزیران او نیز رای آورد، من در تمام دوران وزارت علوم هم با مشکل اجرای برنامه‌هایم مواجه نبودم و برنامه‌هایم را عملی کردم تا اینکه در دفاع از دانشجویان استعفا دادم. همین دانشگاه کردستان شما یک دانشکده بود در زمان من توسعه پیدا کرد ... من کردها را دوست دارم شما انسان های نجیب، شریف، اصیل و ...

سیروان: آقای خاتمی هم همین صفت ها را در مورد کردها به کار برد، مردم با این واژه ها چندان دلخوش نمی شوند، اگر شما همین سخنان را در کردستان بیان کنید، استقبالی از برنامه های شما نمی شود. شما باید به صورت عملی بگوئید می‌خواهید چگونه از حقوی کردها دفاع کنید؟

معین: اگر رئیس جمهور شدم شش ماه بعد با شما مصاحبه می کنم و می گویم که برای کردها چه کاری کرده‌ام.

سیروان: قول می دهید در فرصتی اختصاص با ما مصاحبه کنید؟

معین: قول می دهم و با شما شخصا مصاحبه می کنم.

 منبع:سیروان،شماره 326سال هشتم 27/1/1384



شنبه بیست و چهارم فروردین 1387-18:39 |   | فیض اله پیری | گروه  |لینک نوشته

JavaScript Codes