زهرا و امیر (ففندی!) اسماء

ماردین یونس

صهیب بانزرده
نوشته شده توسط فیض اله پیری در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 13:42 موضوع | لینک ثابت
دو هفته نامه پرتیراز هاوار که به دو زبان کردی وفارسی ۴۵ شماره آن منتشر شد امروز(۲۶اسفند۸۶) رسما به استنادتبصره ماده ۱۱پروانه فعالیتش لغوشد. دیروز شخصی از معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد تماس گرفت و گفت نامه ای دارم می خواهم ارسال کنم. گفتم فردا ساعت ۱۰صبح منتظرت هستم! گفتم توقیف که نیست؟! گفت خیره انشاءالله!
به یکی د و نفر دیگر از دوستان گفتم شک نکنید فردا هاوار توقیف می شود. مدیر مسئول را درجریان قرار ندادم گفتم مبادا چنین نشود. قراربود امروز مطالب شماره ۴۶ آماده شود اما امروز نامه لغو امتیاز هاوار رسید.عیدانه ! نگرفته بودیم اما این گونه عیدانه آمد! با خود گفتم خیر ه انشاءالله!
نوشته شده توسط فیض اله پیری در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 12:0 موضوع | لینک ثابت
این دو قطعه زیبا از دو خواننده آینده دار بسیار شنیدنی هستند.حسین صفامنش و مسعود کلهرهردو برخاسته جغرافیای کلهراند. حسین علاوه برآثار غیر رسمی کاستی موفق به نام ئیواره منتشر کرد که پیشتردر باره آن نوشتم . .در باره سی دی جدید اونیز به زودی یادداشتی روی این وبلاگ قرار خواهم داد.مسعود اندکی دیرهنگام اما با ابهت در عرصه موسیقی کردی ظاهر شد. او را کمتر می شناسم اما بدون شک شهره اودر آینده بیشتر خواهد شد.اجرای قطعه ای با شعر زیبای سعید عبادتیان که قبلا با او گفتگو کرده ام این را ثابت می کند.
نوشته شده توسط فیض اله پیری در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 13:50 موضوع | لینک ثابت
باران كه ببارد
اشك
هرگز تاب نمي آورد
***
چترها رابايدبست زيرباران بايدرفت

نوشته شده توسط فیض اله پیری در یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 17:45 موضوع | لینک ثابت
آن شب
ستاره ها
نورشدند
تا از عدسي هوا
كانون وجودت را بيافريينند
شراب رؤيا
در جام هستي فروريخت
وناگهان
وجودت افسانه اي شد
(شماره ۱۶ هفته نامه دوستان ۱۵ مهر ۱۳۷۷)
***
كودكان دهكده كوچك ما
دردنياي خويش
هزاران دنيا كبوتر دارند
...من نيز از آن قبيله ام
وصداي استكانها و قوري مادرم را
- كه بامدادان با ان بيدار مي شوم -
با تمام كبوتران دنيا
عوض نخواهم كرد
(بيستون- ويژه ۲۷ فروردين ۸۳)
نوشته شده توسط فیض اله پیری در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 13:39 موضوع | لینک ثابت
خوشه سرخ آفتاب
فروریخته در آفاق
قصه تلخ فراق
قطره خونی در بطن چشم خاطره هاست
(شماره ۵۷ مجله خانه و خانواده ۱۳۷۸)
***
من و چکاوک
سفری خواهیم داشت
به شهر خاطرات سبز کودکی
به آنجا که یاس ناامیدی نیست
به آنجا که داغ عزا
برگلبرگ سرخ شقایق پیدا نیست
من وچکاوک سفری خواهیم داشت
تا زلال سبزینه آب
تا آنجا که «آه شب»
به انتظار ایستاده است
(آوای غرب ۱۲ آذر۷۷ پیش شماره ۴۸)
***
با تا رو پودی ازآه!
با اشکی در بطن
ستارگان را می نگرم
تا شاید به من نویدی دوباره دهند
(شماره۵۸ مجله خانه و خانواده)
نوشته شده توسط فیض اله پیری در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 13:32 موضوع | لینک ثابت