تبليغاتX
قصر فرهاد
 
قصر فرهاد

××× روزنامه نگاری و بس ×××
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   fp_journal@yahoo.com تماس با من   
 
لینکها

قصرفرهادسابق بلوط انجمن صنفی روزنامه نگاران هنگامه شهیدی مسعود بهنود رضا جمشیدی ریژاو  حلوان _ ایل کلهر فرید مدرسی خاطره وطن خواه کردهای تاش  پرویز قصر نیوز سامان احمدی فرهنگ و هنر کردستان کتابخانه برای همه نشر بیدگل فرزاد پورمرادی عبدالعزیز مولودی نان و دموکراسی عرفان شریفی نشریه الکترونیکی سرپل زهاب علیرضا گودرزی پیمان نوخاصی مرجان حاجی رحیمی عصر ایران پارسیک  ایلنا ایرنا ایسنا خبرنامه امیرکبیر سازمان مجاهدین انقلاب امروز نوروز کوردنیوز کردنیوز جبهه مشارکت کردستان اصلاحات رنسانس هاوار(مرحوم)ابطحی عبدالله سهرابی ابراهیم یونسی جیژوان دسترنج اعتماد آفتاب انجمن دفاع از حقوق زندانیان شاعران کرماشان و ایلام کپی شعرکردی جنوب  فرشاد نجفی آرمان نصرالهی روچنه حسین احمدی نیاز گویانبوز هومن ربیعی اقبال محمدی دکترتوفیقی وبلاگستان سقز فرهاد امین پور اسماعیل گندمکارسانسور نیوز  العربیه  علی الفتی هزار سایت آپلود لغت نامه دهخدا مکتوب دکترسروش سید محمد خاتمی یاری نیوز موج سوم مختار زارعی لاوی کورد ایرج عبادی مرتضی حاتمی فونت کردی  امواج ماهواره مریوان گالری هورام آزاد جلالی زاده کتیبخانه ی کوردی حامد قدرتی مجید اخبارانتخابات ریاست جمهوری نهم جمهوریت کلمه باران پارلمان نیوز(بادرج لینک این وبلاگ لینک خود را ارسال کنید تا اضافه شود)


نامه های خبرنگار اخراجی

نامه اول      نامه دوم   نامه سوم    نامه چهارم  نامه پنجم



یکشنبه بیست و نهم مهر 1386-16:35 |   | فیض اله پیری | گروه  |لینک نوشته
سخن بزرگان

عبدالکریم سروش

* كساني دست به خشونت مي‌برند كه يا وقت فكر كردن ندارند يا قدرت و لياقت آن را

* براي مبارزه با ظلم ، نيازي به پي افكندن ايدئولو‍ژي نيست كه خود از مظاهر ظلم و از عوامل  ذلت و اسارت آدميان است.با شري نمي توان شر ديگري برزمين كوفت.ستيزندگان با ظلم، به حكم ستيزه‌گريشان، بايد با ايدئولوژيك شدن دين هم بستيزند

* ايدئولوژيك كردن دين، ستاندن جاودانگي و دريا صفتي و رازمندي و پرتواني و توانگري دين است و بدل كردن آن است به حوضچه‌اي كم‌عمق و كم‌عمر و كم‌مايه و در عين حال مدعي جامعيت(فربه تر از ايدئولوژي)

* اگر بتوان ولايت فقيه را با پاسخگو بودن و نقدپذير بودن و حقوق‌بشر جمع كرد، ولايت فقيه يك تئوري پذيرفته شده است. اما اگر چنان تعريف شود كه غير قابل جمع با اينهاباشد، با صد آيه و روايت هم اگر پشتيباني شود، غير قابل پذيرش است(سياست نامه )

* در يك جامعه ديني هر اصلاحي از راه دين مي‌گذرد. بدون اصلاح ديني به اصلاح سياسي و اجتماعي موفق نمي‌شويم. شكستن استبداد سياسي ، تنها راهش شكستن استبداد ديني است و بس(سياست نامه)

*حق نزد ما باید مفهومی معادل ناموس پیدا کند.، بطوري كه نقض حقوق بشر مثل تجاوز به ناموس باشد(سياست نامه)

* تك منبعي در جامعه ما بزرگترين آفت است، چه تك منبعي ديني و چه تك منبعي در عرصه اطلاعات سياسي(سياست نامه)

* همه هدف من اين است كه جامعه‌اي بنا شود كه در آن لازم نيايد كه كسي به خاطر دفاع از عقيده خود بميرد يا براي رفتن به يك جلسه سخنراني شهادتين را بگويد(سياست نامه)

* در مقابل باران آمدن دستپاچه مي‌شوم و حس مي‌كنم آسمان با تما عظمتش فرود مي‌آيد و حادثه‌اي سنگين در راه است

*مدارا با زيردستان توصيه مي‌شود ، نه با زبر دستان. اين يكي از خطاهاي تاريخ تصوف و تاريخ اخلاق ما بوده است كه حلم و مدارا را گاه نابجا به كار برده‌اند، به طوري كه مدارا گاه به ستم پذيري آدميان هم منتهي شده است.در مقابل ظلم نه حلم داريم نه مدارا(سياست نامه)

 ....................................................................

علی شريعتي

*اگرنيايش و اخلاص همراه[انسان] باشد،هردري را بكوبد گشوده مي‌شود

*بايد انسان بودن،پاك بودن، مسؤل بودن و در انديشه سرنوشت ديگران بودن وظيفه نباشد،صفت، بازهم بالاتر وجود آدمي باشد.

*خدايا،مرا به ابتذال آرامش و خوشبختي مكشان، اظطرابهاي بزرگ،غم‌هاي ارجمند و حيرتهاي عظيم را به روحم عطاكن و لذت‌ها را به بندگان حقيرت بخش و دردهاي عظيم برجانم ريز.

*به  قلم سوگند، به خون سياهي كه در خلوتش مي‌چكد، به رشحه خوني كه از زبانش‌مي‌تراود، سوگند كه توتم مقدسم را نمي‌فروشم، نمي‌كشم، گوشت و خونش را نمي‌خورم، به دست زورش تسليم نمي‌كنم، به كيسه زرش نمي‌بخشم،به سر انگشت تزويرش نمي‌سپارم، دستم را قلم مي‌كنم و قلم را از دست نمي‌گذارم، چشمهايم را كور مي‌كنم، گوشهايم را كر مي‌كنم، پاهام را مي‌شكنم، انگشتانم را بندبند مي‌برم،سينه‌ام را مي‌شكافم، قلبم رامي‌كشم، حتي زبانم را مي‌برم و لبم را مي‌دوزم، اما قلمم را به بيگانه نمي‌دهم.

*خدايا رحمتي كن تا ايمان، نان و نام برايم نياورد.قوتم بخش تا نانم را و حتي نامم را در خطر ايمانم افكنم تا از آنها باشم كه"پول دنيا را مي‌گيرند و براي دين كار مي‌كنند"

*انسان نقطه‌اي است ميان دوبي نهايت:بي‌نهايت لجن و بي‌نهايت فرشته

*انديشه‌هاي بزرگ،نيازهاي بزرگتر و دردناكتر دارند.

*من با مرگ زندگي كرده‌ام، با توطئه خو گرفته‌ام و اين‌چنين نمي‌خواهم بميرم، هنوز خيلي كاردارم.

*(خطاب به پسرش)اگر نمي‌خواهي به دست هيچ ديكتاتوري گرفتار شوي ، فقط يك كار بكن:بخوان و بخوان و بخوان

*شرف مرد همچون بكارت يك دختر است، اگر يك بار لكه‌دارشد، ديگر هرگز جبران پذير نيست

*ديكتاتوري براي چه بداست؟به قول روسو:براي آنكه "در آن يك تن مي انديشد و ديگران حق انديشيدن ندارند". اين است كه يك جامعه تبديل به يك تن مي‌شودبراي يك مغز. اما وقتي آزادي انديشه هست، به ميزان تن‌ها عقل وجود دارد و در تصادم اينهاست كه فرهنگ و تمدن به وجود مي‌آيد.

*اگر بتوانند نفهمند ، خوشبختند. چقدر نشنيدن‌ها و نشناختن‌ها و نفهميدن‌ها كه به اين مردم آساش و خوشبختي بخشيده است.

*اگر تنها ترين تنها شوم باز هم خدا هست

*اي پناهگاه ابدي!تو می‌توانی جانشين همه بي‌پناهي شوي

*آنها كه از در مي‌آيند ومي‌روند، چهارپايان نجيب و سامت تاريخ‌اند.حادثه‌ها را تنها كساني در زندگي آدمي آفريده‌اند كه از پنجره‌ها بيرون جسته‌اند... و يا بيرون پريده‌اند

*نويسنده مثل مرغي است كه تخم دارد ، به اين طرف و آن طرف مي‌زند كه تخمش را بگذارد ، ما هم همينطر هستيم

*وقتي در صحنه حق و باطل نيستي، وقتي كه شاهد عصر خودت و شهيد حق و باطل جامعه‌ات نيستي، هركجا خواهي باش؛ چه به نماز ايستاده باشي چه به شراب شسته باشي، هردو يكي است

*آدم بالاخره مي‌ميره. حالا من با اسهال خوني بميرم بهتره يا به خاطر حرفم

*دوست داشتن از عشق برتر است. "عشق"، در دريا غرق شدن است. "دوست داشتن"، در دريا شنا كردن است. از عشق هرچه بيشتر مي‌نوشيم ، سيراب مي‌شويم، از دوست داشتن هرچه بيشتر، تشنه‌تر

*گريستن خوب نيست ، مگر بشود جوري گريست كه چشمها نفهمند

 ....................................................................

صائب تبریزی

* اظهار عجز پيش ستم‌پيشگان خطاست/اشك كباب باعث طغيان آتش است

....................................................................

سارتر(شريعتي نقل كرده)

*اگر يك افليج قهرمان دو نشود مقصر خود اوست

....................................................................

تروتسكي

 هركه مي‌خواهد در قرن بيستم آرام زندگي كند ، در به دنيا آمده است

....................................................................

نادر ابراهيمي(در كتاب يك عاشقانه آرام)

*از شباهت بيزارم ؛ شباهت ميان اين كلام عاشقانه وآن كلام ، اين نگاه و آن نگاه ديروز وامروز. از شباهت به تكرار مي رسيم ، از تكرار به عادت ، از عادت به بيهودگي، از بيهودگي  به خستگي و نفرت.واي بر آن روزي كه چيزي حتي عشق عادتمان شود.

*عاشق كم است و سخن عاشقانه فراوان . روزگاري است كه كلام عاشقانه دليل عشق نيست و آواز عاشقانه خواندن دليل عاشق بودن

....................................................................

ژان ژاك روسو(شريعتي نقل كرده)

*براي مردم راه نشان ندهيد و تعيين تكليف نكنيد. فقط به آنها بينايي ببخشيد، خود راهها را به درستي خواهند شناخت.

....................................................................

 جبران خلیل جبران

* اگر سرودهای زیبایی را سردهی، کسی را خواهی یافت که به آواز‌خوانی‌ات گوش بسپارد،هر چند که در دل بیابان‌ها باشی.

* ای مردم ارفالس! شما می‌توانید آواز دهل را خاموش کنید، می‌توانید سیم‌های چنگ را پاره کنید، اما چه کسی می‌تواند چکاوک را از خواندن باز دارد؟

....................................................................

شکسپیر

* دستانی که کمک می کنند، مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می خوانند

....................................................................

آنتونی رابینز

* موفقیت تنها یک چیز است: زندگی را به دلخواه خود بگذرانید

....................................................................

والت دیسنی

* انجام دادن غیر ممکن نوعی تفریح است

....................................................................

فیلیپ سیدنی

* افرادی که با افکار عالی و ثمربخش دمسازند هیچگاه تنها نیستند

....................................................................

شماهم سخن دیگران را بنویسید



چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386-11:40 |   | فیض اله پیری | گروه  |لینک نوشته

JavaScript Codes